سفر آفرینش از نگاه قرآن وسایر ادیان ابراهیمی
سفر آفرینش از نگاه قرآن وسایر ادیان ابراهیمی
مهدی دانشیار
دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی/مرکز نجوم آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام
آفرینش و خلقت جهان از جمله مسائلی است که در دوران معاصر چالش های فراوانی را در علم و ایدئولوژی های وابسته بدان بازی میکند، و جواب دادن و تحقیق در زمینه آن میتوان، منجر به تایید یا رد تعدادی از نظریه ها در فلسفه علم معاصر شود، عده ای از مغرضین به خصوص در ۱۵۰ سال اخیر که نظریه تکاملی داروین مطرح شد با مقابل قرار دادن این نظریه در برابر دین و علوم وحیانی و جمع آوری مسائل علمی وتجربی موید آن نظریه ، و به اثبات رسانیدن علمی جنبه های مختلف آن به محدود کردن و مجبور به عقب نشینی کردن علوم وحیانی در مقابل تجربی کردند و عده ای خواسته یا ناخواسته در دام این تفاسیر ناصحیح گرفتار شده و با اصرار بر تفاسیر نادرستی که از متون دینی میکنند بر این تضاد قوت میبخشند، که در این مقاله به نقد این تحلیل ها خواهیم پرداخت نظرات خلقت گرائی که در غرب در مقابل نظریه تکامل طبیعی قرارداده می شود بر گرفته از متون تحلیل شده تورات و انجیل است وهمانند نظریه هیات بطلمیوسی که وارد این دو کتاب شده بود و موجبات تکفیر بزرگانی چون گالیله را فراهم نمود در دوران معاصر نیز به گونه دیگر قد برافراشته و با تعابیر دیگری به هدم دین همت گماشته اند، و همان گونه که در دوره رونسانس با تعصب کلیسا در زمین مرکزی بودن و اثبات علمی خورشید مرکزی بودن عملا زمینه جولان ملحدان و از بین رفتن دین فراهم شد در دوران معاصر نیز چنین مساله ای را به گونه دیگر تحمیل به دین میکنند و عقاید خرافی و بدور از واقعیت را به نام دین توسعه میدهند و دین را در مقابل علم قرار داده تا بار دیگر با غلبه علم ،دین را به فنا دهند، آری ، روزگاری با تعصب بر زمین مرکزی بودن منظومه شمسی ، و هم اینک با نفی مساله تکامل و خلقت تدریجی ، با استناد به کتاب تورات و انجیل ، و شبه مسلمانان غرب زده و دنباله روی بی عقل و تدبیر ، بدون اینکه متوجه باشند که این تضاد بین تحلیل غلط تورات و انجیل و علم به وجود آمده در یک نزاع سوری شرکت میکنند و بدون نگاه به مساله آفرینش در ادیان ، سنگ تحلیل های غلط کشیشان را به سینه میزنند، و آب به آسیاب دشمن میریزند، و بدون تامل و تفکر خود را در گردابی بنیان کن گرفتار میسازند، فارغ از اینکه اگر علم حقیقت دارد و دین حقیقت دارد ، دو حقیقت هیچ گاه متضاد هم و مقابل هم نیستند بلکه موید هم میباشند ، آیا مساله ایمان به خدای یکتا و جهان آفرین ، با مساله علمی خورشید مرکزی تنافری دارد؟ پس چرا کلیسا تا مدتها در مقابل این مساله مقاومت کرد و بزرگانی چون برنو در شهر زنده زنده سوزاند، چرا؟ این تعصب کور از کجا ناشی شد؟ آیا این تقابل علم و دین ، تقابل علم و کل ادیان بود یا تقابل علم با دین تحریف شده وتحلیل های غلط کلیسا که به نام مسیحیت به جهان معرفی میکرد، در کجای قرآن اشاره شده که زمین در مرکز عالم است، و خورشید دور زمین میگردد. بلکه از قرائن آیات بر میآید که ، همواره از زمین به صورت مَهدی که خوب سواری میدهد یاد شده و یا اینکه اشاره بدان میکند که کوهها همانند ابرها در حال گذر وسیال هستند اشاره شده، و اساس هیات بطلمیوسی و فلسفه ارسطوئی در قرآن به چالش کشیده شده است و آیات فراوانی حاکی از این مساله است پس چه دلیلی دارد که مسلمانان به تحلیل های اشتباه کشیشان مسیحی محکوم شوند؟ و یا باصطلاح با یک چوب همه رانده شوند .
در روزگار و دوران معاصر نیز چنین وضعیتی پیش آمده، متفکری به نام داروین در حدود ۱۵۰ سال پیش در طی تحقیقات مطالعات خود نظریه ای را ارائه داد مبنی بر اینکه میتوانند تمام موجودات زنده ای که در زمین وجود دارند از یک منشأ سرچشمه گرفته باشند که در طول زمان در طی انتخاب های طبیعی تغییراتی در آنها حاصل شده باشد و این تغییرات منجر به وجود آمدن گونه های مختلف حیاتی اعم از گیاهان تا جانوران روی زمین شده باشد ، و علم زیست شناسی و دیرینه شناسی در طی سالها به عناوین مختلف این نظریه را از لحاظ تجربی مورد محک قرار داد، و به موفقیت های جالبی در اثبات آن دست یافت ، و بعدها علم ژنتیک هم به این زمره اضافه شد، بطوری که نظریه تکامل و زیست شناسی جایگاهی چون مبانی نیوتون در فیزیک کلاسیک به خود اختصاص داد، به طوری که با حذف این نظریه ،عملاً کل زیست شناسی تحلیلی با چالش مواجه میشود،این نظریه در زیست شناسی به حدی جا افتاده که ، خورشید مرکزی در نجوم،جایگاه خود را بدست آورده، ولی متاسفانه دوباره کلیسا که منادی جمود و رکود در جامعه است با تحلیل های غلط دوباره ایمان خود را به خدایی مسیح دچار تزلزل میدید، به مقابله با آن پرداخت و عملاً ایمان را در مقابل این نظریه گذاشت، به طوری که بهترین حربه را به ماتریالیست ها تقدیم کرد چرا که در مقابل بدیهیات، ایستاده بود، و هر قدر بر این مغالطه اصرار کند، ایمان مردم را بیش از پیش ویران میکند، تا شاهد ویرانی کاخ دین و آبادی کاخ لاادری گری و الحاد شود .
ما دراین مقاله با بررسی آفرینش در تورات وانجیل و مقایسه آن با قرآن کریم به این نکته می پردازیم که روند آفرینش در قرآن کریم با آنچه در کتب عهد قدیم موجود است تفاوت اساسی ندارد گرچه از نظر تحلیلی تفاوت بنیادین دیده می شود وگرچه نظریه تکاملی هم از جمله نظریاتی است که نظرات دیگری هم در عدم وجود آن ابراز شده وبزرگانی چون فرد هویل آن را به باد انتقاد می گیرد ولی در عین حال در صورتی هم که نظر درستی باشد با منطق آفرینشی که در قرآن وادیان ابراهیمی البته با تحلیل درست وفارغ از جمود کلیسایی وجود دارد تنافر وتضادی بنیادین ندارد بلکه در آیاتی موید آن است.
آفرینش در کتاب عهد قدیم وجدید(تورات وانجیل) :
در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.
و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت.
و خدا گفت: “روشنایی بشود.” و روشنایی شد.
و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت.
و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود روزی اول.
و خدا گفت: “فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.”
و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد. و چنین شد.
و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود روزی دوم.
و خدا گفت: “آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد.” و چنین شد.
و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید. و خدا دید که نیکوست.
وخدا گفت: “زمین نباتات برویاند علفی که تخم بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین.” و چنین شد.
و زمین نباتات را رویانید علفی که موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوه داری که تخمش در آن موافق جنس خود باشد. و خدا دید که نیکوست.
و شام بود و صبح بود روزی سوم.
و خدا گفت: “نیرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند.
و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.” و چنین شد.
و خدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان را.
و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند
و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست.
و شام بود و صبح بود روزی چهارم.
و خدا گفت: “آبها به انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند.”
پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همة پرندگان بالدار را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست.
و خدا آنها را برکت داده گفت: “بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پر سازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند.”
و شام بود و صبح بود روزی پنجم.
و خدا گفت: “زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها.” و چنین شد.
پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آنها و همة حشرات زمین را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست.
و خدا گفت: “آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همة حشراتی که بر زمین میخزند حکومت نماید.”
پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید.
و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: “بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همة حیواناتی که بر زمین میخزند حکومت کنید.”
و خدا گفت:“همانا همة علفهای تخم داری که بر روی تمام زمین است و همة درختهایی که در آنها میوة درخت تخم دار است به شما دادم تا برای شما خوراک باشد.
و به همة حیوانات زمین و به همة پرندگان آسمان و به همة حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دادم.” و چنین شد.
و خدا هرچه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود روز ششم.
و آسمانها و زمین و همة لشکر آنها تمام شد.
و در روز هفتم خدا از همة کار خود که ساخته بود فارغ شد. و در روز هفتم از همة کار خود که ساخته بود آرامی گرفت.
پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همة کار خود که خدا آفرید و ساخت.
این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزی که یَهُوَه خدا زمین و آسمانها را بساخت.
و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود زیرا یَهُوَه خدا باران بر زمین نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند.
و مه از زمین برآمده تمام روی زمین را سیراب میکرد.
یَهُوَه خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نَفس زنده شد.
و یَهُوَه خدا باغی در عدن بطرف مشرق غَرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت.
و یَهُوَه خدا هر درخت خوشنما و خوش خوراک را از زمین رویانید و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را.
و نهری از عدن بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد.
نام اول فیشون است که تمام زمین حویله را که در آنجا طلاست احاطه میکند.
و طلای آن زمین نیکوست و در آنجا مروارید و سنگ جزَع است.
و نام نهر دوم جیحون که تمام زمین کوش را احاطه میکند.
و نام نهر سوم حدَقل که بطرف شرقی آشور جاری است. و نهر چهارم فرات.
پس یَهُوَه خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا کار آنرا بکند و آنرا محافظت نماید.
و یَهُوَه خدا آدم را امر فرموده گفت: “از همة درختان باغ بی ممانعت بخور
اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد.”
و یَهُوَه خدا گفت: “خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.”
و یَهُوَه خدا هر حیوان صحرا و هر پرندة آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد.
پس آدم همة بهایم و پرندگان آسمان و همه حیوانات صحرا را نام نهاد. لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد.
یَهُوَه خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد.
و یَهُوَه خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد.
و آدم گفت: “همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب ” نسا ” نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد
یک تحلیل غلط این گونه است که :در سفر آفرینش خدا موجودی است که اول آسمان وزمین را آفرید و سپس نور وظلمت را و نمی دانست که نور از ظلمت بهتر است بعد که متوجه شد نور را از ظلمت جدا کرد که به ظلمت شب وبه روشنایی روز گفت یعنی اول شب وروز را آفرید و بعد از شب وروز خورشید و ماه را آفرید بعد از اینکه زمین ودریا را آفریده بود و بعد ابتدا گیاهان وسپس جانوران و بعد از آنها انسان را آفرید. بعد یک یک جانوران را آورد که آدم روی آنها اسم بگذارد بعد دید آدم تنهاست او را خواباند از دنده چپش همسرش را آفرید ودر همه این مدت که آفرینش بود خدا در کار وفعالیت بود وروز هفتم به آرامش رسید و آسوده به استراحت پرداخت و آن روز را مقدس نامید. تحلیل آفرینش و مراحل قرار گیری آنها و تطبیق آن با علم روز کمی دشوار است با تحلیلی خیلی باز وبهتر می توان اینگونه گفت منظور از آسمان و زمین اول فضا وزمان و منظور از آب همان ماده هیدروژن است که سراسر عالم را پرکرده واساس همه ستارگان را تشکیل می دهد بگوییم در مرحله اول خداوند فضا وزمان را آفرید و عالم مملو از هیدروژن بود بعد در مرحله بعدی هیدروژن ها متراکم شدند و ستارگان و سیارات وبه تعبیری خشکی ها پدیدار شدند . و روز وشبی بر مبنای حرکت ظاهری ستارگانی چون خورشید برای این سیارات مقدر شد و بعد در این سیارات از جمله زمین ابتدا گیاهان و بعد جانوران که ابتدا ماهی ها و بعدپرندگان و سپس حیوانات شکل گرفتند و بعد در مرحله آخر انسان را به عنوان خلیفه خود در زمین بیافرید که برهمه چیز مسلط باشد و به او علم همه چیز را اعطا کرد و در مرحله بعدی زوج انسان را بیافرید واین زوج از سرشت همان آدم نخستین آفریده شد .در ابتدا همان آدم نخستین خوب وبد را تشخیص نمی داد و فهم و اخلاق و فضیلت انسانی را نمی شناخت ولی بعد ها این علم وآگاهی به انسان داده شد که از خیل حیوانیت بیرون آمده ودر رسته آدم ها قرار گیرد.
.
-----------
آفرینش در قرآن کریم:
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ کُنْ فَيَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْکُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ وَ هُوَ الْحَکِيمُ الْخَبِيرُ (انعام 73)
اوست که آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و آن روز که (به هر چیز) میگوید: «موجود باش!» موجود میشود؛ سخن او، حق است؛ و در آن روز که در «صور» دمیده میشود، حکومت مخصوص اوست، از پنهان و آشکار با خبر است، و اوست حکیم و آگاه.
إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ (نحل40)
(رستاخیز مردگان برای ما مشکل نیست؛ زیرا وقتی چیزی را اراده میکنیم، فقط به آن میگوییم: «موجود باش!» بلافاصله موجود میشود.
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ (یس82 )
فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: «موجود باش!»، آن نیز بیدرنگ موجود میشود!
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (اعراف 54)
پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [ شش دوران] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را میپوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر برکت (و زوالناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است!
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ شَفِيعٍ أَ فَلاَ تَتَذَکَّرُونَ (سجده 4)
خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [ شش دوران] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کنندهای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمیشوید؟!
قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِينَ*
وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِيهَا وَ قَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ*
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ* فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (فصلت ۹-۱۲)
بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرارمیدهید؟! او پروردگار جهانیان است!* او در زمین کوههای استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود، - اینها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان!* سپس به آفرینش آسمان(جو) پرداخت، در حالی که بصورت دود بود؛ به آن و به زمین دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت (نیروی جاذبه)و خواه اکراه(نیروی دافعه)!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت میآییم (و شکل میگیریم)!»* در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز(دو مرحله) آفرید، و در هر آسمانی کار آن (آسمان) را وحی (و مقرّر) فرمود، و آسمان پایین را با چراغهایی [ ستارگان] زینت بخشیدیم، و (با شهابها از رخنه شیاطین) حفظ کردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا!
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَکُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقره 29 )
او خدایی است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید؛ سپس به آسمان(جو) پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان(هفت لایه) مرتب نمود؛ و او به هر چیز آگاه است.
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا * رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا * وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضُحَاهَا* وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذٰلِکَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا * وَ الْجِبَالَ أَرْسَاهَا (نازعات ۲۷-32)
آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکلتر است یا آفرینش آسمان ،که خداوند آن را بنا نهاد؟!*
سقف آن را برافراشت و آن را منظّم ساخت،* و شبش را تاریک و روزش را آشکار نمود! *و زمین را بعد از آن گسترش داد، *و از آن آب و چراگاهش را بیرون آورد، *و کوهها را ثابت و محکم نمود!
وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (نور45)
و خداوند هر جنبندهای را از آبی آفرید؛ گروهی از آنها بر شکم خود راه میروند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه میروند؛ خداوند هر چه را بخواهد میآفریند، زیرا خدا بر همه چیز تواناست!
وَ جَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ * وَ جَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ * وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِي فَلَکٍ يَسْبَحُونَ (انبیاء ۳۱-33)
و در زمین، کوههای ثابت و پابرجایی قرار دادیم،تا از زمین لرزه های دائمی جلوگیری کنندو در آن، درّهها و راههایی قرار دادیم تا هدایت شوند! *و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم؛ ولی آنها از آیات آن رویگردانند. *او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری در حرکتند!
وَ السَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (ذاریات 47)
و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت میبخشیم!
إِنَّ فِي هذَا لَبَلاَغاً لِقَوْمٍ عَابِدِينَ (انبیاء 106)
در این، ابلاغ روشنی است برای جمعیّت عبادتکنندگان!
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (عنکبوت20)
بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همینگونه) جهان آخرت را ایجاد میکند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کَانَ رَبُّکَ قَدِيراً (فرقان54)
او کسی است که از آب، انسانی را آفرید؛ سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد)؛ و پروردگار تو همواره توانا بوده است.
وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (نور45)
و خداوند هر جنبندهای را از آبی آفرید؛ گروهی از آنها بر شکم خود راه میروند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه میروند؛ خداوند هر چه را بخواهد میآفریند، زیرا خدا بر همه چیز تواناست!
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلاَ يُؤْمِنُونَ (انبیاء30)
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟!
پس میتوان آفرینش در قرآن را اینگونه توضیح داد:
خداوند سبحان تقدیر فرمود که آسمان و زمین را خلق کند پس این خواسته خداوند، بی درنگ از حالت امکان به حالت ظهور در طی شش مرحله به وقوع پیوست و جریان ظهور و احتمال به سمتی رفت که در اثر این اتفاقات و جریانهای موجود در ماده و عالم به سمت تشکیل آسمانها و ستارگان و زمین پیش رفت و اتفاقات به گونه ای رقم خورد که منحر به ظهور انسان در روی زمین شود و همه چیز متناسب به وجود آمدن انسان رقم خورد، فوران ماده و اتساع آسمان و همه چیز به سوی تشکیل انسان در جریان بود و اتفاقات به ظاهر تصادفی در واقع در جهت امری بود که منجر به خلق انسان میشد، حتی در آفرینش در قرآن اشاره به این مطلب میشود که وقتی که آسمان ها و زمین خلق شدند و شرایط برای تشکیل حیات میسر شد پس در آن هنگام آب زمین را فراگرفته بو دوبه زمین آبی نازل شده بود، و جمیع موجودات زنده از آب به وجود آمده و در کل زمین پراکنده شدند، اشاره مستقیم خداوند در قرآن به این واقعیت است که ماهی ها از این آبند، خزندگان روی شکم راه میروند از دل این آب به وجود آمدند، حیواناتی که روی دو پا راه میروند از همین به وجود آمدند و حتی حیواناتی که بر روی چهارپا راه میروند، پس هر چیز از آب متولد شد وزندگی یافت ،
آفرینش انسان
مَا لَکُمْ لاَ تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَاراً * وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوَاراً (نوح ۱۳-14)
عظمت ووقار الله را ادراک نمی کنید؟! * در حالی که شما را در مراحل مختلف(اطوار به معنی تغییرکردن و بهرو به تکامل رفتن) آفرید!
وَ فِي خَلْقِکُمْ وَ مَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (جاثیه4)
و نیز در آفرینش شما و جنبندگانی که (در سراسر زمین) پراکنده ساخته، نشانههایی است برای جمعیّتی که اهل یقینند.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (تغابن3)
الله آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و شما را (در عالم جنین) تصویر کرد، وچه تصویری زیبا و دلپذیر ساخت؛ و سرانجام (همه) بسوی اوست.
وَ لَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَکُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ (اعراف11)
ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: در برابر آدم خاشع باشید«برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَکُنْ شَيْئاً مَذْکُوراً (انسان1)
آیا زمانی طولانی بر انسان نگذشت درحالی که چیز قابل ذکری نبود؟!
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر26)
ما خلقت انسان را از گِل خشکیدهای (همچون سفال) که از گِل بد بوی (تیره رنگی) گرفته شده بود آغاز کردیم!
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (عنکبوت20)
بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همینگونه) جهان آخرت را ایجاد میکند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!
الَّذِي أَحْسَنَ کُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلاَلَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْکُرُونَ (سجده ۷-۹ )
الله کسی است که هر چیزی را به بهترین صورت آفرید والبته انسان را که آفرینشش را از خاک شروع کرد و سپس ادامه این آفرینش را در آب ساکن وبد بویی پیش برد تا به آنجا که به اشکالی درآمد وسپس تقدیر برآن قرار گرفت که بر دوپایش برخیزد ودر این مرحله مقدر شد که از روح معنوی در او دمیده شود(علاوه بر جنبه مادی جنبه معنوی هم داشته باشد)پس برای شما ادراکی تام از گوش دادن ودیدن و ادراک قلبی قرار داد که بفهمید وچه کم شکراین نعمتها را به جای می آورید
آنچه از آیات برداشت میشود:
خداوند میفرماید: « قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ» ( عنکبوت ۲۰)
تحقیق کنید در زمین و جستجو کنید که چگونه خلقت به وجودآمد بنا به حکم صریح قرآن و دستور ربانی همانطور که امر به نماز و روزه و حج و جهاد شده ،امر به تحقیق و کوشش علمی در راه رسیدن به این معنی ،پژوهش کاری است که از بطن طبیعت میگذرد ، خدای سبحان نشانه ایی را برای رسیدن به این معنی به ما گوشزد میکند و امر میکند برای مطمئن شدن با قدرتی علمی و پژوهشی که خدای در نهادتان قرار داده به سوی تحقیق پیش روید، در راه پژوهش وقت صرف کنید، هزینه کنید، و همه اینها اطاعت امر الهی است . اگر مسلما برای رسیدن به مبدا خلقت راهی وجود نداشت ، خداوند امر نمیکرد بروید و تحقیق کنید، حتما و مسلما راهی وجود دارد و مسلماً خلقت قابل جستجو در طبیعت است که حکم و دستوری در پژوهش آن صورت گرفته ، اگر چنان بود که خلقت انسان و یا هر موجود دیگر ، معجزه بود و در علوم تجربی قابل تحقق نبود، امر به تحقیق در علوم تجربی نمیآمد، مشخص است که آیه اشاره به علوم تجربی دارد ، سیروا فی الارض یعنی در زمین تجربه کنید جستجو کنید یعنی درماده تفحص کنید تا مبدا خلقت را بیابید ، پس این هدفی است که با علوم تجربی قابل حصول است . اگر انسان بدون ردی در طبیعت به طور ناگهانی خلق میشد، چه جای پژوهش و تحقیق مثل این است که به کسی امرشود، ردپای فردی را از تهران تا مشهد دنبال کنید بعد این شخص ناگهان در مشهد متولد شده باشد وهیچ ردپایی از وی نباشد، ما نمی گوئیم این چه امری است چرا برای کسی که ردپا ندارد امر به جستجوی ردپا میکنید و پژوهنده را گمراه میکنید . پس منطق قرآن این است که مبدأ خلقت امری طبیعی و در حوزه علوم تجربی قرار دارد، و نشانههایی که میدهد این است که اولاً سیرو فی الارض باید جای جای زمین جستجوکنید ، تا این ردپا را پیدا کنید پس در آیات سوره سجده میگوید آن خدایی که هر چیز را به بهترین شکل به وجود آورد.
خلقت انسان را از خاک شروع کرد، و سپس درباره مشخصات خاک میگوید (سوره حجر آیه ۲۶)، خاک صلصال من حماء مسنون یعنی از خاک کوره (آتشفشانی)و در مرداب و لجن سیاه بد بوی متعفن، پس جستجو باید در خاکی باشد که از دل زمین بیرون آمده و از گدازه های آتشفشانی باشد و مدت طولانی در مجاورت آبی راکد قرار گرفته باشد، و در سوره سجده آیه ۱۷ میفرماید : خدا شما را «گیاهوار» از چنین زمینی رویاند، یعنی اولین مرحله در خلقت انسان چونان گیاه بوده و در مرتبه گیاهی قرار داشته است، «والله انبتکم من الارض نباتاً » و در سوره نوح آیه ۱۳-۱۴ ) میفرماید :چرا به شکوه عظمت الهی نگاه نمی کنید، که او شما را در طی دوره های بلند مدت آفرید و در سوره انبیاء آیه ۳۰) میفرماید پس خدا همه جنبندگان (موجودات حیات دار) را از آب آفرید، چه آن جانوران که بر شکم راه میروند از آب آفرید و از جمله آن جانورانی که روی دو پا راه میروند و همچنین جانورانی که حتی روی چهارپا راه میروند را از آب به وجود آورد،پس منشا همه آنها یکسان است از جمله انسان که در سوره فرقان آیه ۵۴ میفرماید و او کسی است که از آب بشر را به وجود آورد و برای حسب و نسب و فرآیندی هدایت شونده مقدر نمود، و در آیه اول سوره انسان: میگوید چه زمان بسیاری که بر روزگار گذشت و انسان هنوز موجود قابلی نبود، پس از گذشت ادوار و دوران طولانی به شرافت آدمیت نائل شد در سوره حجر آیه ۲۶ آمده سپس بعد از مدتی قامت او را برافراشت یعنی از حالت چهارپا یا چیز دیگر توانست روی دو پا بایستد و نفخ فیه من روحه جعل لکم السمع و الابصار و الافئده و بعد از روزگاری که کامل تر شد شایسته آن شد که خداوند از روحش در کالبد وی بدمد و انسان از جنبه صرفاً مادی به بعدی روحانی و خدائی نیز وارد شود، و احساس انسانی پیدا کند، در سوره اعراف، آیه ۱۱ چنین آمده است لقد خلقنا کم ثم صورناکم، ما شما را افریدم بعد از مدتی به شما رنگ و روی انسانی بخشیدم و وقتی انسان ، رنگ و روی انسانی پیدا کرد و روح خدائی در انسان دمیده شدو قدرت تشخیص خوب و بد را از چشم و گوش و قلب به وی اعطا شد خداوند به ملائکه امر کرد که به انسان سجده کنید و همه به غیر از ابلیس بدو سجده کردند، و این آدم نام نهاد شد، و از همین روند حوا نیز مقدر شد با همان ویژگیها ثم جعل نسله عن سلاله من ماء مهین پس ادامه نسلشان از طریق تناسل ادامه پیدا کرد و نسل آدم ذو ابعاد، معنوی و مادی در جهان گسترش پیدا کرد، و در سوره تغابن آیه ۳ چنین آمده که خداوند آسمان و زمین را آفرید و شما را صورت گری کرد و پس از طی مراحلی دوباره شما را به صورتی بهتر در آورد، و در سوره جاثیه آیه (۴) میفرماید :خدای سبحان در صورت شما و خلقت هرنوع جانور دیگری تنوع ایجاد می کندو این نشانه ای است برای کسانی که دنبال پژوهش هستند، و در سوره انبیاء آیه ۳۷ میفرماید خلق الانسان من عجل ساویکم آیاتی فلا تستعجلون ،انسان از چیزی مثل عجل ( زنجیر )- اشاره به ملکول DNAمی باشد-خلق شده آیات خود را در آینده به شما نشان خواهم داد . بنابر این بی تابی و عجله نکنید ،شاید اشاره بدین است که انسان در پژوهش های خود، خودش این عجل –DNA-را پیدا خواهد کرد، پس عجله نکنید تا علوم تجربی بدان دست پیدا کند و شما این آیات را مشاهده خواهید کرد.
پس آنچه از قرائن بر میآید این است که خلقت انسان از گدازه های آتشفشانی و آب آغاز شده و در روندی طبیعی مانند گیاه شروع به تکثیر کرده و سپس مراحل مختلف طولانی را در روندی طبیعی طی کرده و کامل شده و در همین روند وارد مرحله ای شده که شکل انسان را گرفته اما روحش هنوز روح مادی بوده مثل حیوانات زندگی میکرده و حتماً از ملزومات حیوانات هم داشته است پس در ادامه خداوند در تکاملی وی را به قامت برافراشت و صورتی نیکو بدو بخشی و دراو از روح خود دمید پس علاوه بر جنبه مادی که با سایر حیوانات مشترک است جنبه ای خدایی و ماورایی نیز به خود گرفت .
پس در این مرحله خداوند اسم آدم را بروی نهاد و از همان روند زوج وی حوا را نیز آفرید این دو به واسطه تناسل نسل خود را ادامه دادند، در این مرحله آدم مسجود ملائکه شد و توانایی های خاص و و عقل بدو ارزانی شد، پس در آیه ای از سوره بقره ملائکه به خداوند اعتراض کردند که این آدم را خلیفه میکنی در زمین در حالی که جون حیوانات خون ریز و وحشی است ، خداوند میفرماید :نه این دیگر آن انسان قبلی نیست من در او چیزی قرار دادم که شما نمی دانید و بعد خواهید دانست، پس خدای سبحان پاره ای از علوم را به آدم آموزش داد و آدم از روی قدرت عاقله و روح خدایی مسائلی را استنباط کرد که حتی ملائکه مقرب الهی بدان معرفت نداشتند ، پس خدای سبحان گفت : نگفتم که من چیزی میدانم که شما نمی دانید، فتبارک الله احسن الخالقین ، آدم موجودی بود که هم بعد معنوی و الهی داشت و روح بی نهایت و هم بعد مادی و حیوانی ، پس اعمالش را با آگاهی انجام میدادُ همان گونه که اشاره شد خلقت گرائی قرآنی ، با خلقت گرائی تحلیلی انجیل و تورات که از سوی کلیسا ارائه می شود بسیار متفاوت است و آفرینش در قرآن روندی علمی و تحقیقی دارد نه روندی اعجازی و جامد، و روند تکامل در ضمن هیچ تنافری با وجود آدم و حوا ندارد.
این جریانات در روایات متعدد که موید این برداشت از قرآن کریم نیز میشود تایید قرار میگیرد. امام محمد باقر علیه السلام در جلد ۸ بحر الانوار صفحه ۲۷۱ در حدیثی میفرمایند: «شاید شما فکر میکنید که خداوند جز شما بشری نیافریده است، چرا به خدا قسم که خداوند هزاران هزار بشر آفریده است که شما در اخر این سلسله قرار دارید.»
در کتاب خصال شیخ صدوق از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است که :خداوند عزوجل از آن روز که زمین را آفریده هفت عالم آن پدید آورده است و بشرهای این عوالم از فرزندان حضرت آدم (ع) نبوده اند و خداوند آن ها را یکی پس از دیگری با جهان مربوط به خودشان در زمین منزل داد، سپس حضرت آدم (ع) را آفرید و انسان را از او پدید آورد.
در کتاب ناسخ التواریخ نقل شده است که :شخصی خدمت حضرت علی علیه السلام رسید و سوال کرد که سه هزار سال پیش از حضرت آدم (ع) چه کسی بود؟ حضرت فرمودند: بشر، عرض کرد قبل از آن بشر، کی بود؟ فرمود: بشر؛ سه بار این سخن تکرار شد، سائل سر به زیر انداخت . آنگاه حضرت علی علیه السلام فرمودند: اگر سی هزار بار هم سوال میکردی ، همین جواب رامی شنید .
پس جهان ما جهانی است که با امکان Posibility ها(امکان) از قبل تعیین شده مشخص میشود و جهان Probablity(احتمال وقوع) ها منجر به وجود انسان شده است که از قبل نقشه آن مشخص شده و مساله Posibility و Probablity از اهم مسائل موجود در رشته فیزیک از جمله فیزیک آماری است که بنیان فیزیک معاصر را تشکیل میدهد.
پس آنچه که در تکامل میتوان بدان اشاره کرد این است که همان گونه که از آیات قرآن کریم و جریان علم در بطن طبیعت اقتباس میشود، خداوند حکیم در تجلی خود در طبیعت و به وجود آمدن حیات در زمین، قابلیتی را به مواد اعطا کرده که به سوی تکاملی از پیش تعریف شده پیش میرود و از حالتی بدوی به حالتی پیچیده تکامل پیدا میکند، علی رغم نگرش ماتریالیسم که این روند و تکامل را ماترالیستی تعبیر میکند.
اشکال کار در اینجاست که، اینها در جایی که میبینند یک ساختار پیچیده در درون بدن انسان دارای یک سابقه ای است که از حالت بدوی و ساده به این ساختار تبدیل شده، خالق را منکر میشوند و میگویند خود طبیعت در طی میلیون ها سال در پی یک تکامل کور منجر به وجود آمدن این ساختار پیچیده شده است و این روند را طی کرده است بدون اینکه بپرسند، که چرا همه این مکانیزم ها در انسان به مرحله تکامل رسیده است، دست ، پا، مغز و همه چیز دیگر ، برای حلاجی کردن این مساله جالبست ما خود را موجودی تصور کنیم که در رحم یک مادر زندگی میکند و زمان بدوی خیلی کند میگذرد مثلاً ، نه ماه تکامل انسان در رحم از نطقه تا انسان کامل برای او ۹۰۰ میلیون سال بگذرد یعنی هر یک ماه یک میلیون سال، خوب وی مشاهده میکند در طی گذر زمان ملکول ها و اتمها به گونه ای تکثیر میشوند و کنار هم قرار میگیرند که مانند یک گیاه عمل میکنند بعد از گذر زمانی این گیاه تکامل پیدا کرده و به شکل یک جانور بی مهره و کرم مانند شکل میگیرد، بعد از گذر زمانی این جانور کم کم باله در میآورد و این باله ها کم کم مثل دست و پا ظاهر میشوند، مثل قورباغه میشود در طی گذر زمان کم کم این قورباغه شکل میگیرد مانند یک تمساح و بعد مانند یک جانور دیگر و همین طور در طی ۹۰۰ میلیون سال به یک انسان مبدل میشود و سپس متولد میشود.
در این فرآیند ۹۰۰ میلیون ساله در رحم مادر در کجا شما ماوراء الطبیعه را دخیل کردید و آیا لزوماً احتیاج به وارد کردن ماوراء طبیعت وجود دارد، یک سیستم طبیعی که طبق نقشه ای طبیعی پیش میرود، و مجهولی از نظر علمی در این فرآیند وجود ندارد، پس برای آن دسته از مومنینی که خدا را در مجهولات جستجو میکنند ،جایی برای خدا باقی نمی ماند، در صورتی که شما در این فرآیند را به کرات در طبیعت مشاهده میکنید، جای شبه ای برای خداباوری وجود ندارد چرا که این روند طبیعی کور نیست بلکه قابلیت طبیعی است که خداوند ناظر و حکیم در بطن طبیعت قرار داده تا به مرور به سوی تکاملی پیش رود که منجر به ظهور انسان میشود، و تمام اسباب و قابلیت در خود طبیعت وجود دارد، همه مواد اندازه آنها، همه و همه روند حرکت در بطن طبیعت قرار داده شده که به سوی هدفی خاص در حرکت باشد، پس لاجرم آنکه کسی بیاید و فرضاً ، مراحل مختلف تغییرات و تکامل چنین در رحم مادر را کشف کند و آنها را کنار هم قرار دهد و اثبات کند در طی یک فرآیند تکاملی انسان از ماده بی جان به جانوران مختلف تبدیل و بالاخره به انسان منجر شده پس در این میان چون همه حلقه های اتصال پیدا شده پس احتیاجی به ماوراء طبیعت و خدا نیست .
جای بسی تامل است ، چنانچه قرآن کریم در سوره کریمه ( سجده ۷-۹) میفرماید:
الَّذِي أَحْسَنَ کُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلاَلَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْکُرُونَ (سجده ۷-۹ )
«آن خدایی که آفرینش هر چیز را بهتر نمود، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، بعد از مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزش قرار داد یعنی برای خلقت انسان روندی را پیش گرفته که رو به بهتر شدن بوده ، و پس از آن که آن را از خاک آفرید و آفریدن تدریجی که در گذشته بدان اشاره کردیم وقتی به مرحله ای رسید که او روی پایش استوار شد، نسلش را نه از طریق آفرینش گذشته بلکه با روندی طبیعی دیگری به وسیله آب نطفه ادامه دادیم، و مراحل خلقت تکاملی که از آب آغاز شده در طی دوران متناسب با شرایط محیط و تقدیر خداوند «وَ فِي خَلْقِکُمْ وَ مَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ جاثیه ۴) و در خلقت خود شما و خلقت هر نوع جانور دیگری به طور متنوع گسترش میدهد و این نشانه ای برای کسانی که پژوهشگر هستند یعنی تغییراتی را به وجود میآید که این تغییرات به مثابه همان تغییرات جنین در رحم مادر است یا تغییراتی که لارو یک قورباغه در جهت قورباغه شدن انجام میدهد، کاملاً طبیعی و بدون دخالت هیچ حالت ماورائی است بلکه قابلیتی است که در ماده و روند طبیعی آن قرار داده شده است، و این تقدیر الهی است که ماده چنین باشد و این گونه عمل کند ، و قضای الهی همان قابلیت را در حالت Probablityو در طول زمان به ظهور میرساند، و این روند تکاملی عین توحید است و عین فرمایش الهی در قرآن کریم، پس در آفرینش قرآنی هیچ تضادی با تکامل دیده نمیشود.
همان طور که ملاحظه می شود آفرینش در ادیان ابراهیمی غیر اسلام به طور مختصر تر و قابل تحلیل بیشتر و قرآن مجید که بسیار با تفصیل و جزئیات بیشر وبسیار جامعتر وکامل تر بیان شده واطوار مختلف خلقت بیان شده وبا تحلیل درست وفارغ از تعصب های خاص تعارضی با علم روز به ظاهر ندارد گرچه هنوز ابهامات زیادی از روند های تکاملی انسان و موجودات وجود دارد وحلقه های مفقوده فراوانی به چشم می خورد و نواقص فراوانی خود رانشان می دهد ولی با توجه به اینکه شاید راهی باشد در جستجوی حقیقت تامل در آن وجهی داشته و ابهات زیادی را می زداید..
منابع:
1- قرآن کریم
2- کتاب عهد قدیم وعهد جدید
3- خصال /شیخ صدوق
4- ناسخ التواریخ
5- ماهی درونی شما/نیل شوبین/ترجمه نیلوفر فشنگ ساز
6- خلقت انسان/دکتریدالله سحابی