بسم الله الرحمن الرحیم

امام غایب یعنی چه ؟

فلسفه غیبت امام عصر(عج )از نگاهی متعالی- پیشرفت علوم و تکنولوژی نتیجه امامت ، امام عصر بر غیب و عقول انسانهاست

انسان به عنوان موجودی از خلقت که که آینه تمام نمای هستی در تعینات اطلاق می شود اگر الله به معنای هستی مطلق و بدون حد و وتعیین باشد که به آن در تعبیری دیگر در مقام احدیت بدون هیچ اسم و صفتی تجلی پیدا کرده که با عنوان هو نامیده می شود در مقامی که نه دارای صفت است و نه اسم ، عنی هیچ و عدم اما عدمی به دنبال ظهور است و به دنبال تجلی ودر جستجوی مقام خویش ، نه عدمی ساکن ، کل یوم هو فی الشان، که در مقامی که مرتبه واحدیت است صفات الهی تجلی پیدا می کنند که هر صفتی عین ذات است ، از رحمانیت و رحیمیت و اسماء حسنی که از این اسماء حسنی در مقام الله ، و عرش، اسماء الهی ظهور پیدا می کند ، و در عرش الهی با تجلی صفات الهی اسماء متعددی ظهور می کند، مثلا اسم کوه که ظهوری از رحمانیت و و قیوم بودن است یا نور که مظهر از رحمانیت و هادی و ... است و حتی شیطان که مظهری از رحمانیت و مضل و ضار و .... الهی است، در این مقام که مقام عرش الهی است ، جمیع اسماء الهی حضور دارند ولی دراین مقام تعینی ندارند و خود را ظهور تام نداده اند که از هم متمایز باشند و خواهان این هستند که خود را به ظهور برساند مثلا آب تجلی از رحمانیت و حیات و لطافت الهی است و می خواهد بر موجودات دیگر قدرت خود را ظهور دهد و آنها را حی کند و اسم جواد الهی به دنبال کسی می گردد که که صفت جوادیت خود را بروز دهد ، پس پی این درخواست ها بود که این اسماء می بایست تعینی پیدا کنند وبه مقامی وارد شوند که درآن مقام بتوانند صفات خود را به ظهور برسانند، اما اینها اسما الهی هستند بدون تعین و حد و حدود می بایست ، در جایی قرار گیرند که اولا مشاهده پذیر و مشاهده کننده باشد،باید در تعین قرار گیرند ، ذاتی تعین ناپذیر چگونه ممکن است در مقامی تعین پذیر قرار گیرد ، آن مقام ظرفیت و گنجایش آن ذات را ندارد ،لذا آن هستی مطلق و بی نهایت که هیچ چیز به آن اضافه و هیچ چیز آن کم نمی شود ودر ذات خود غنی است و هیچ مثل و مانندی ندارد، در این مقام تعین جانشین و خلیفه ای برای خود تعیین می کند که این خلیفه هم مشاهده ککننده است و به واسطه مشاهده وی است که ممکن الوجود ها به واجب الوجود تبدیل می شوند و علت هستی در این مقام قرار می گیرد، و از سویی در همین مقام طور زوجی برای آن ساخته شده که مشاهده این مشاهده گر را از حالت های ویژه و به اصطلاحی از حالت ممکن و ممکن به حالت قطعیت در می آورد. پس خلیفه ای از آدم ( مشاهده گر) و زوج آن( مشاهده پذیر) پدید آمدند ، خلیفه الهی در زمین( مشاهده پذیر) ، تجلی تامه اسم الله در تعینات است ، و ظهور الله در خلقش، این تجلی اسماء الهی، وجودی است که جمیع اسماء الهی را در تعیینات به ظهور می رساند ودر مراتب مختلف ظهور پیدا می کند همان طور که اسماء الهی مظهر تجلی صفات الله در هستی می باشد ، موجودات متعیین نیز مظهر تجلی خلیفه الهی در تعینات می باشد، پس هر موجود متعینی مرتبه ای از تجلی آن وجود مطلق متعین یعنی انسان کامل است.

هر انسان کامل از آن جهت که ذاتی متعیین دارد لذا محسور در تعین فضا و زمان وچهارچوب های تعیین است لذا مبداء و مقصدی دارد ، تولد و مرگی دارد، زمان و مکانی دارد، اما خود تجلی تمام مراتب وجود متعین است، پس در مقامات مختلفی ظهور و تجلی دارد همانطور که با انسان های خاک نشین و کودک ماب همنشین است همان گونه با افلاکیان و کسانی گه فراتر از حدود و معانی و بالغ معنوی قرین و همنشین است، همانطور که راهگشای انسانهای بدوی اندیش است ، راهنمای انسانهای متعالی نیز می باشد، این صفات و ویژگی ها منجر بدان می شود که مراتبی از وجود وی از افرادی غایب و برای افرادی ظاهر باشد، این گونه نیست که فقط برای دستگیری از قشرخاصی در یک مرتبه وجودی خاص وجود داشته باشند ، و فرمایشات آنها فقط در راستای راهگشایی طبقه ای خاص باشد به هر حال در هر دورانی از هر قشری افرادی وجود دارند گرچه ممکن است در صد فراوانی آنها در هر دوره ای کم و زیاد باشد ، ولی مهم این است که راهگشایی و صفت هدایت آنها برای جمیع طبقات وجود داشته و همان طبقات در هر دوره و دورانی هم هستند، به نظر این پیشوایان در هر دورانی مراتب مختلف اجتماعی حضوردر مقام خوبی های افعالی و غیبت خوبی های صفاتی صغری و غیبت خوبی های صفاتی کبری و ظهور در مرتبه هستی مطلق را برای افراد مختلفی داشته اند، وزمان و مدت فراوانی آن برای طبقات مختلف متفاوت بوده است، و آخرین آنها نیز از این قاعده مستثنی نیست ، و باالظاهر مراتب غیبت خوبی های صفاتی و ظهور مطلق هستی ایشان برای افراد بیشتر و عامتر خواهد بود. در دوران حضرت ایشان انسان ها کمی از مقام خوبی های افعالی فاصله گرفته اند یعنی خوبی را صفاتی و در مرتبه ای بالاتر از ماده می بینند وآن را ماورای ماده و شخصیت جستجو می کنند ، خوب و بد را نه در شخص بلکه در مقامی از مقامات انسان تلقی می کنند ، خوب بودن را در غیب می بیینند ، که در آن هیچ شک وشبهه ای هم ندارند، خوبی می کنند بدون هیچ دلیل مادی و خوبی را در غیب می دانند ایمان به غیب صفاتی دارند، و این خصوصیت در افراد زیادتر می شود تا زمانی که ظهور هستی مطلق صورت پذیرد ، این گونه افراد که دارای بلوغ معنوی هستند گرچه هر زمانی بوده اند و ائمه راهگشای آنها در عصر غیبت کبری بیشتر بوده ، و زمینه ساز ظهور هستی مطلق در زمین می شوند، واین ظهور همان چیزی است که هدف خلقت بوده و هر مبشری بدان بشارت داده و امری حتمی می باشد.