بسم الله الرحمن الرحیم



جلسه دوم ( ادامه تفسیر آفاقی سوره کورت)



فَلَا أُقسِمُ بٱلخُنَّسِ وٱلجَوَارِ ٱلكُنَّسِ*وَٱلَّيلِ إِذَا عَسعَسَ*وَٱلصُّبحِ إِذَا تَنَفَّسَ*



در ادامه سوره سوگند به چیزی خورده می شود ، فلا اقسم بالخنس و صفتی دیگر که در بر دارد یعنی ٱلخُنَّسِکه ٱلجَوَارِ است و هم ٱلكُنَّسِ هست ، با رجوع به مفردات و معانی لغات به دنبال این هستیم تا ببینیم که این موجود یعنی خنس که هم جوار هست و هم کنس چیست،

در کتاب مفردات راغب اصفهانی آمده است که :

فَلَا أُقسِمُ بٱلخُنَّسِ یعنی قسم به ستارگانی که در روز ناپیدا می شوند ، شارح می گوید مشخص است که در عبارت آیه سخنی از روز نیست، پس این استنباط خود راغب اصفهانی است، از سویی الخنس را از زمره ستارگان می داند، وشاید این به خاطر صدر سوره باشد که از ستاره خورشید شروع کرده است.

در کتاب فرهنگ عربی- فارسی محمد بندر ریگی خنس به معنای در هم کشیده و جمع شده آمده و معنای اخنس ، در هم فرو رفته ذکر شده است. ودر معنی " الخنس" ستارگان به طور عموم یا سیارات ذکر شده است.

در قاموس قرآن آمده است:

خنس و خنوس به معنای کنار رفتن ، واپس ماندن و پنهان شدن است، در قاموس القرآن ذکر شده که الجوار الکنس صفتی است برای خنس و می نویسد هر سه به موصوف هایی دلالت دارند ،که دارای هر سه صفت باشند، دارای انقباض ، نهان شدن ودر جریان وحرکت بودن، و می نویسد که :این صفات از اوصاف لازم و ذاتی آنهاست نه آنی و زمانی.

در لسان العرب آمده است که : الخنوس یعنی موجودی انقباضی ، یعنی گویی انقباض در هم پیچیدن در جوهره آن است،



پس طبق آنچه از اجماع کتابهای لغت برآورد می شود این است که: الخنس موجودی پنهان و متراکم شده و انقباضی است که این فشردگی و انقباض در ذات آن وجود دارد.

اما در معنی وٱلجَوَارِ ٱلكُنَّسِ

جوار طبق تفسیر المیزان از کلمه جواری یعنی جاریه گرفته شده است و از مصدر جری به معنای سیر سریع و کلمه کنس از مصدر کنوس به معنای داخل شدن چیزی مثل وحوش از قبیل آهو و طیور به خانه هایشان.

و در بعضی از لغت نامه ها مثل لسان العرب ، کنس را به معنای بازگشت یکسری از سیارات به منازل خود تعبیر کرده اند، ودر لغت نامه عربی فارسی بندر ریگی به معنای جمع کردن زباله در جایی ذکر شده به طوری که به مسوول این کار کناس می گویند، یا جارو برقی کناسه گفته می شود.

به هر حال با توجه به معانی ذکر شده الخنس صفاتی دارد که از جمله پنهان بودن، انقباضی بودن آن در صفاتی دارای نیرویی مکنده و یک جریانی سریع گردشی در اطراف آن دارد.

در فیزیک معاصر این موجود فضایی چیزی نیست جز سیاه چاله .

سیاهچاله ها از موجوداتی هستند که فیزیک آنها در مرزهای علم وجود دارد و موجوداتی فیزیکی هستند محل تلاقی دو نظریه بزرگ معاصر یعنی کوانتوم فیزیک و نسبیت عام را در بردارد.

اما سیاه چاله ها چیستند؟

برای پرداختن به فیزیک سیاهچاله باید نگاهی به نیروی مشهور طبیعت یعنی گرانش بیندازیم، ما موجوداتی هستیم که پای در بند گرانش در زمین قرار داریم ، و از کمند آن نمی توانیم خارج شویم مگر به واسطه سرعت و نیروی زیاد يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ

سرعتی که با رسیدن به آن می توان از کمند گرانشی زمین و سایر سیارات خارج شد را به عنوان سرعت فرار می گویند برای بدست آوردن سرعت فرار یک جسم در هر سیاره ای کافیست مقدار انرژی جنبسی وارد شده به هر جسمی با انرژی پتانسیل وارد شده بر آن از سوی سیاره معادل(میزان) باشند، وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ یعنی





همان طور که دیده می شود سرعت فرار هر جسمی متناسب است با جرم آن سیاره یا ستاره و فاصله جسم تا مرکز سیاره.





حال در اینجا می خواهیم سرعت فرار از یک سیاره یا ستاره را افزایش دهیم برای این مساله یا باید جرم سماوی را زیاد کنیم یا باید شعاع آن را کم کنیم، آیا وقتی بخواهیم سرعت فرار روی زمین را زیاد کنیم باید به داخل زمین تونل حفر کنیم؟ نه ، چرا که با تونل حفر کردن گرچه شاید به نظر شعاع کوچک می شود ولی جرم هم متناسب با حفر کاسته می شود، می باید با توجه به عدم تغییر جرم ، شعاع کم شود، خوب به هر حال با تراکم یک ستاره یا سیاره و یا هر چیزی سرعت فرار افزایش می یابد ، اما تا چه حدی سرعت فرار می تواند افزایش بیابد آیا تا بی نهایت ، خیر ، اینیشتین در نسبیت خاص عنوان می کند نهایت سرعتی که می تواند یک جسم جرم دار داشته باشد، برابر سرعت نور است،یعنی C ، سیصد هزار کیلو متر بر ثانیه ، از این حد فردی به نام شوارسشیلد استفاده کرد یعنی آمد سرعت فرار را برابر آن قرار داد و از آن حدی برای تراکم پیدا کرد ، یعنی نهایت مقداری که یک جسم بتواند متراکم شود که سرعت فرار از روی آن برابر با سرعت نور باشد که به این شعاع شعاع شوارسشیلد گفته می شد





یعنی نهایت تراکمی که یک جسم می تواند پیدا کند تا به سیاه چاله تبدیل شود، همانطور که دیده می شود، رسیدن به شعاع شوارسشیلد برای هر چیزی یا جسمی میسور است در صورتی که چنین تراکمی اتفاق بیافتدمثلا برای خورشید تا سیصد کیلومتر منقبض شود یا زمین به اندازه یک پرتقال یا یک پرتقال به اندازه یک پروتون با تمام جرمی که دارند تراکم پیدا کنند، ولی چنین تراکمی عملا در بسیاری از موارد نا ممکن است، وفقط یکسری از اجرام آسمانی که جرمی معادل با 4 برابر بزرگتر از خورشید داشته باشند در فرایند پیری خود می توانند به این مرحله برسند، که اصطلاحا به آنها سیاه چاله می گویند.

خصوصیات این سیاه چاله ها به این گونه است که چون سرعت فرار از آنها به اندازه سرعت نور است ، لذا هیچ نوری از آنها به چشم ما نمی رسد پس پنهان هستند و تاریک، و به خاطر نیروی گرانشی عظیمی که دارند قدرت مکش هرچیزی حتی نور را به داخل خود دارند.

از جمله ویژگیهای سیاه چاله ها می توان به گردشی بودن آنها اشاره کرد که عده ای از آنها که به سیاه چاله های کر نامیده می شوند با سرعت دور خودشان گردش می کنند، عده ای هم می توانند باردار باشند لذا یک ابر مغناطیس عظیم در فضا ایجاد می کنند که هر یک ویژگی های خاص خود را دارند.

در این آیات کریمه فَلَا أُقسِمُ بٱلخُنَّسِ وٱلجَوَارِ ٱلكُنَّسِ می توانیم به این نکته اشاره کنیم که ممکن منظور آیات در جایی که از ساختار تحول ستاره ای مثل خورشید صحبت می کند ، اشاره ای به این اجرام آسمانی یعنی سیاه چاله ها هم داشته باشد ، حال سوال اینجاست که آیا سیاه چاله ها یک مساله قطعی دراختر فیزیک محسوب می شوند و جنبه نظریه صرف ندارند؟

در پاسخ باید گفت از سال 1915 که اینیشتین وجود این جرم سماوی را پیش بینی کرد تا سال 2019 این جرم کشف مستقیم نشده بود، تا اینکه در یک پروژه فضایی خانم کتی بومن با استفاده از هشت آرایه تلسکوپ های رادیویی در اقصی نقاط جهان و ترکیب و آنالیز آنها با هم توانست از یک سیاه چاله در صورت فلکی قوس با جرمی معادل 4/3 میلیون برابر جرم خورشید عکسبرداری کند، و برای اولین بار عکسی از آن بدست آورد.







که در این تصویر آنچه درخشان دیده می شود فشرده شده پلاسمای داغ اطراف سیاه چاله است و در مرکز هم سایه ای از سیاه چاله دیده می شود.

دراینجا می توان به اهمیت سیاه چاله ها از نگاه دیگری هم نگاه کرد سیاهچاله ها در فیزیک جدید به عنوان یک دروازه هستند دروازه هایی که به دریچه ای به عوالم و جهانهای دیگر محسوب می شوند، یعنی دروازه های آسمان.

در فیزیک سیاه چاله خواه نا خواه در گیرنظریه ای در فیزیک می شویم که به آن نسبیت عام می گویند، در واقع نسبیت عام مطرح می کند که فضا- زمان دو موجود و مفهوم هستند که وابسته به جرم بوده و می توانند انحنا پیدا کنند، از نتایج نسبیت عام آن است که هر قدر به ستاره ای که جرم آن زیاد است نزدیک می شویم ریتم گذر زمان کند و اندازه فضا انقباض می یابد یا به اصطلاح انحنای فضا زمان بیشتر می شود، بدین لحاظ در کنار یک سیاه چاله هم این انحنای فضا و زمانی بیشتر می شود. انحنا به معنی اینکه در هر منطقه از فضا- زمان ریتم زمان و اندازه فضا با منطقه دیگر فضا- زمانی متفاوت است.







هر قدر به نقطه ای نزدیک می شویم که انحنای فضا- زمان بیشتر است ریتم گذر زمان کندتر می شود یعنی در نزدیک سیاه چاله زمان کند می گذرد و دور تر از آن تند تر می گذرد، این مسیر قیف مانند را در اصطلاح فیزیک از لبه سیاهچاله تا مناطق بیرون به عنوان کرم چاله معروف است.







در واقع کرم چاله ها تونل های فضا زمانی هستند ، که هم می توانند تونلی در فضا بین دو بعد فضا ایجاد کنند و هم می توانند ماشین سفر در زمان باشند، به عبارتی در نزدیکی لبه های بیرونی کرم چاله ها ریتم گذر زمان با لبه های درونی متفاوت است، کسی که در لبه درونی کرم چاله نشسته و مثال به بیرون نگته کند حوادث را می بیند که با سرعت اتفاق می افتند و یا برعکس می تواند عقبگرد زمانی داشته باشد. به هر حال فیزیک کرم چاله ها و سیاه چاله ها می توانند چون دروازه ای باشند در آسمان ها با چنین ویژگی نسبیت زمانی در جاهای مختلف آن برقرار است.

آیا این دروازه ها می توانند همان دروازه هایی باشند که در قرآن بدان اشاره شده است؟

کدام دروازه ها :

مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلمَعَارِجِ* تَعرُجُ ٱلمَلَـئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيهِ فِي يَومࣲ كَانَ مِقدَارُهُۥ خَمسِينَ أَلفَ سَنَة

فَٱصبِرصَبرࣰا جَمِيلًا*( معارج آیات 3،4)

در این آیات اشاره بدان شده که برای خدا معارجی وجود دارد که در این معارج ملائکه و روح سیر می کنند و عروج پیدا می کنند که هر روزدر این معارج برای ما نزدیک به 50 هزار سال طول می کشد. یعنی نسبیت زمانی در آن مطرح است

ویا در آیه دیگر :

يُدَبِّرُ ٱلأَمرَ مِنَ ٱلسَّمَاءِ إِلَى ٱلأَرضِ ثُمَّ يَعرُجُ إِلَيهِ فِي يَومࣲ كَانَ مِقدَارُهُۥٓ أَلفَ سَنَةࣲ مِّمَّا تَعُدُّونَ

( سوره سجده آیه 5)

همه امور از آسمان تا زمین را تدبیر می کند سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می رود

در این آیات هم اشاره به دروازه ای است که مقدار نسبیت زمانی در آن معادل یک روز از آن هزار سال بر ماست

و یا در آیه ای دیگر :

يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ(حج آیه 47)

از تو با شتاب عذاب را طلب مى‌كنند. البته خداوند از وعدۀ خود تخلف نخواهد كرد؛ چرا كه يك روز نزد پروردگارت برابر هزار سال از سالهايى است كه شما مى‌شمريد

در آیه دیگر :



وَلَو فَتَحَۡا عَلَيهِم بَابࣰا مِّنَ ٱلسَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعرُجُونَ* لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَت أَبصَرُنَا بَل نَحنُ قَومࣱ مَّسحُورُونَ( سوره حجر آیه 15 ، 16)



و اگر درى از آسمانها به روى آنها بگشاييم تا دايم بر آسمانها صعود و نزول كنند* بازمى‌گويند: چشم‌بندى كرده‌اند و دربارۀ ما سحر و جادو شده است

با توجه به نسبیت زمان در ابواب و معارجی که در آیات قرآنی بدان اشاره شده ، و دریچه و دروازه ای به جهان هایی متفاوت می باشد، این احتمال وجود دارد که یکی از این دروازه ها و ابواب همین سیاه چاله ها و کرم چاله ها باشند.