بسم الله الرحمن الرحیم



تفسیر آفاقی سوره مبارکه نجم





بسم الله الرحمن الرحیم* وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى *



هوی در مفردات راغب افول از بالا به پایین آمده است، جمهور مفسرین براین هستند که مراد از این آیه قسم به ستارگان در هنگام غروب است که از بالا به پایین می آیند یا نور آنها کم کم در افق محو می شود، ولی این آیه در باره یک ستاره بحث می کند ، نگفته نجوم بلکه گفته نجم ، بله در سوره های دیگر مثل سوره قبل یعنی قمر ، اشاره بدان دارد که وَ مِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُوم ،إِدْبارَ النُّجُومِ باید گفت که «ادبار» مصدر باب افعال به معنای پشت‌کردن است که در این آیه برای بیان زمان به کار برده شده است؛ یعنی زمانی که ستارگان پشت می‌کنند

این نکته نیز واضح است که بر خلاف خورشید و ماه، در مقابل هر منطقه جغرافیایی از زمین و در هر زمانی از شبانه‌روز، همواره ستارگان بسیاری در آسمان وجود دارند و هیچ‌گاه آسمانی که در برابر زمین است، خالی از ستاره نیست؛ اما تنها شب‌ها است که تعدادی از ستارگان حتی با چشم‌های غیر مسلح توسط انسان‌ها قابل مشاهده هستند.

در همین راستا، منظور از زمان پشت‌کردن ستارگان در این آیات، زمانی است که نور ستارگانی که قابل مشاهده‌اند رو به افول رفته و ناپدید می‌شوند؛ یعنی ابتدای زمانی که تاریکی هوا در حال شکسته شدن بوده و فجر طلوع می‌کند و هوا به سمت روشنایی می‌رود؛ از این‌رو، دستور موجود در آیه به انجام نماز صبح و نافله‌ی صبح که پیش از نماز صبح خوانده می‌شود تفسیر شده است.

اما در این آیه اشاره می شود که وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى قسم به یک ستاره است که کم فروغ می شود، اگر منظور غروب ستارگان یا کم فرغ شدن ستارگان در صبح دم بود که معنی نداشت به یک ستاره اطلاق شود ولی کدام ستاره، از 1022 ستاره قابل دیدن با چشم غیر مسلح ، یا میلیارد ها میلیارد ستاره دیگر، کدلام ستاره؟

در همین سوره در قرآن کریم اشاره به یک ستاره ای خاص شده، در آیه 49 سوره مبارکه نجم آمده است، و انه رب الشعری ، این ستاره کدام ستاره است، آیا ابتدای سوره که از ستاره ای خاص سخن گفته با این آیه توضیح داده نمی شود، که شاید آن ستاره ای که خداوند از کم فروغ شدنش صحبت کرده است همین ستاره شعرای یمانی باشد.

در باره ستاره ستاره شعرای یمانی چه می دانیم، خوب است که این ستاره را مورد کاووش قرار دهیم این ستاره در خیل 1022 ستاره قابل رویت آسمان در حال حاضر پر نور ترین ستاره آسمان است ، ستاره ای متعلق به صورت فلکی کلب اکبر که بعد از صورت فلکی جبار طلوع می کند، و به همراه ستاره ای دیگر متعلق به نام شعرای شامی در صورت فلکی دب اصغر خود نمایی می کند،شَباهَنگ یا شِعرای یَمانی که در پارسی با نام تیشتَر نیز شناخته می‌شود (به انگلیسی: Sirius) نام یک سامانه ستاره‌ای و درخشان‌ترین ستاره آسمان شب می‌باشد که در نبرد با تیر است. شباهنگ کمابیش از همه نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود و در نیمکره شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته می‌شود. شباهنگ با ۸٫۶ سال نوری یکی از نزدیکترین ستاره‌ها به زمین است. جرم شباهنگ ۲٫۴ برابر جرم خورشید، و قدر ظاهری آن منفی ۱٫۴۷ است، یعنی تقریباً دو برابر پر نورتر از دومین ستاره پر نور آسمان، سهیل است

این ستاره در پیکر آسمانی سگ بزرگ قرار دارد به همین دلیل در زبان انگلیسی به آن Dog Star هم می‌گویند. نام آن در سامانه نام‌گذاری بایر آلفا سگ بزرگ (به انگلیسی: (Alpha Canis Majoris) است

نام Sirius از واژه لاتین Sīrius و آن نیز از واژه یونانی باستانی Σείριος (Seirios) به معنای «درخشان» یا «سوزاننده» گرفته شده است. این واژه احتمالاً پیش از دوره کهن به یونانی وارد شده و برخی آن را با ایزد مصری اُزیریس مرتبط می‌دانند. نخستین استفاده ثبت‌شده از این نام به سده هفتم پیش از میلاد در اثر شاعر یونانی هزیود با نام «کارها و روزها» بازمی‌گردد. در سال ۲۰۱۶، اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی (IAU) نام آن را به صورت (α Canis Majoris A) در فهرست نام‌های ستاره‌ای ثبت کرد.







این ستاره را از لحاظ اسطوره ای و علمی بررسی می کنیم:

از لحاظ اسطوره ای این ستاره در ایران به عنوان شباهنگ یا ستاره خنک شناخته می شود، و کشاورزان ایران زمین طلوع این ستاره پیش از طلوع خورشید را نوید از بین رفتن گرما و آمدن فصل بارندگی و خنک شدن هوا می دانستند ، و در اسطوره های دیگر به آن با عنوان ایزد باران یا تیشتر نام می بردند، در مصر این ستاره را سگ نگهبان نیل خطاب می کردند و ظهور آن را در افق حاکی از طغیان رود نیل می دانستند، در اروپا و یونان هم ، برای آن ارزشی قایل بودند، در ایران روز 15 مرداد در حال حاضر و 13 تیر در دوران گذشته روز عیدی به نام آن در بعضی مناطق برگزار می کردند، که عید آب پاشان در 13 تیر و عید شلغم در حال حاضر در سمنان و روستا های اطراف آن ، و در اروپا هم روز 29 اکتبر (7 آبان) به نام این ستاره نامگذاری شده که البته عده ای جاهلانه اسم این ستاره را با اسم کوروش Kuruš اشتباه گرفته و تصور کرده اند این روز روز کوروش در فرهنگ اروپاست که این غلط است، این ستاره در بعضی از قبایل عربی هم تقدیس و پرستش می شده است از جمله در قبیله خزائه در عربستان، که طبق شواهدی که در سوره نجم آمده عنوان می شود:

وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى ﴿٤٣﴾ وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا ﴿٤٤﴾ وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالأنْثَى ﴿٤٥﴾ مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ﴿٤٦﴾ وَأَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَةَ الأخْرَى ﴿٤٧﴾ وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿٤٨﴾ وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿٤٩﴾ وَأَنَّهُ أَهْلَکَ عَادًا الأولَى ﴿٥٠﴾ وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿٥١﴾ وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿٥٢﴾ وَالْمُؤْتَفِکَةَ أَهْوَى ﴿٥٣﴾ فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى ﴿٥٤﴾ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکَ تَتَمَارَى

احتمالا مسائلی چون گریه و خنده، مرگ و زندگی، تناسل و توالد، غنا و فقر ، هلاکت امم گذشته را به این الله منسوب می کردند، که در این آیات این مسایل را به خدا و رب شعرای یمانی منسوب می کند نه خو د ستاره شعری، به هر حال این ستاره هم چون ایزدان دیگر مشرکین مورد پرستش و احترام اقوام مختلف بوده است، در فرهنگ قدیم ستاره گاه را روزنه هایی می پنداشتند به سوی جهان نورانیت، و گمان می کردند قرار گرفتن آنها در موقعیت های مختلف با عث بروز مسایلی طبیعی برای آنها می شود پس برای جلو انداختن یا بر حذر داشتن آنها به تقدیس و قربانی کردن برای آنها و پرستش آنها می کردند ، در سوره انعام در باره محاجه حضرت ابراهیم با این افراد چنین می گوید:



وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لأکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿٧٩﴾



حضرت ابراهیم خود را در زمره این افراد قرار می داد ، و با استدلال و برهان منطق آنها را رد می کرد و آنها را متوجه رب العالمین می کرد، در اینجا به جاست به این رویه ححضرت ابراهیم اشاره شود در هنگامی هم که می خواست دلیلی بیاورد و به جشن نمرودیان شرکت نکند از عقاید خود این خرافه پرستان استفاده کرد ودر سوره صافات آمده است که ابراهیم گفت : فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ «88» فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ «89». یعنی من به ستارگان نگاه کردم متوجه شدم امروز خوب نیست که من از منزل خارج شوم در حالی که می دانیم خارج شد و بت ها را شکست ، پس ابراهیم به این مسایل اعتقادی نداشته است، و نمی شود به این آیات استناد به مورد قبول بودن احکام نجوم نزد قرآن کرد.

نگاهی به ستاره شعرای یمانی از لحاظ رصدی:



همان طور که گفته شد این ستاره از پر نور ترین ستارگان آسمان است که از دیر باز در زیج ها و کتابهای قدیمی از آن ذکری به میان آمده است، بطلمیوس که اولین کتاب نجومی در باره ستاره گان را 100 سال بعد میلاد نوشته است از این ستاره نام برده است، ولی رنگ آن را سرخ نوشته و در کنار ابط الجوزاء ، و قلب العقرب، آورده است، نسخه های بعدی مجسطی هم که قبل از اسلام بوده هم سرخ فام دانسته اند حتی نسخه نو یافته از مجسطی مربوط قرن ششم میلادی، و نسخی که از بابلیان به جای مانده حاکی از سرخ فام بودن این ستاره است، ولی در دوران بعد از اسلام در زیج های اسلامی از ابوالمشعر بلخی گرفته تا عبدالرحمن صوفی رازی و تاحال حاضر که خودمان مشاهده می کنیم رنگ این ستاره به رنک سفید و شیری رنگ است، این معما به عنوان معمای رنگ ستاره شعرای یمانی مطرح شد، چطور برخلاف سایر ستارگان در زیجهای مختلف روایت مختلف از رنگ آن هست، در بعضی زیج ها علاوه بر اشاره بر سرخ فام بودن آن را از رده قدر سوم و چهارم نسبت به ستارگان دیگر اشاره می کند ستاره ای کم فروغ تر از سایرین در حالی که در حال حاضر پرنورترین هاست، آیا ان منجمان اشتباه کرده اند؟



باید دقتی مضاعف به این ستاره شود، ببینیم از لحاظ فیزیک معاصر چه ویژگی دارد:

این ستاره از جمله ستارگانی است که از دیر باز می دانستند که حرکتی سریع در آسمان دارد به همین علت به آن ستاره عبوری هم گفته می شد، و عبدالرحمن صوفی می گوید چون کهکشان راه شیری را قطع می کند عبوری خوانده شده و اولین ستاره است که سرعت سیر آن مشخص شده است ،

جنبش‌های ظاهری

در سال ۱۷۱۷، ادموند هالی حرکت خاص ستارگان، که تا آن زمان ستارگان ثابت پنداشته می‌شدند، را کشف کرداو با مقایسه اندازه‌گیری‌های اخترسنجی معاصر با داده‌های سده دوم میلادی از المجسطی بطلمیوس، دریافت که ستارگان درخشان دبران، ژوبین‌دار و شباهنگ به‌طور قابل توجهی جابه‌جا شده‌اند؛ شباهنگ حدود ۳۰ دقیقه و ثانیه قوسی حدود قطر ماه به جنوب غربی حرکت کرده بود.

در سال ۱۸۶۸، شباهنگ به نخستین ستاره‌ای تبدیل شد که سرعت آن اندازه‌گیری شد و مطالعه سرعت شعاعی اجرام آسمانی آغاز شد. سر ویلیام هاگینز طیف‌سنجی این ستاره را بررسی کرد و انتقال به سرخ آن را مشاهده کرد. او نتیجه گرفت که شباهنگ با سرعتی حدود ۴۰ کیلومتر بر ثانیه در حال دور شدن از منظومه شمسی استاین مقدار در مقایسه با مقدار امروزی −۵٫۵ کیلومتر بر ثانیه زیاد و با علامت نادرست بود؛ علامت منفی (−) نشان‌دهنده نزدیک شدن آن به خورشید است.

همان طور که اختر فیزیک دانان با دقت زیاد سیر سیارات را دنبال می کردند و انحرافات موجود در مدارات منجر به کشف سیاراتی چون اورانوس و نپتونو پلوتون شده بود همین دقت هم در مورد ستاره شعرای یمانی داشتند، بسل در قرن هجدهم اشاره کرده بود که به احتمال زیاد این ستاره باید همدمی داشته باشد که هر 50 سال یک بار دور مرکز جرم آن چرخش می کند،

در نامه‌ای به تاریخ ۱۰ اوت ۱۸۴۴، فریدریش بسل، اخترشناس آلمانی، از تغییرات در حرکت خاص شباهنگ نتیجه گرفت که این ستاره دارای یک همدم نامرئی است. در ۳۱ ژانویه ۱۸۶۲، الوان گراهام کلارک، سازنده تلسکوپ و اخترشناس آمریکایی، برای نخستین بار این همدم کم‌نور، که امروزه به‌عنوان شباهنگ B شناخته می‌شود، را مشاهده کرد این رویداد در جریان آزمایش یک تلسکوپ شکستی بزرگ با دهانه ۱۸٫۵-اینچ (۴۷۰-میلیمتر) برای رصدخانه دیربورن رخ داد، که در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین تلسکوپ‌های شکستی در جهان و بزرگ‌ترین در ایالات متحده آمریکا بودمشاهده شباهنگ B در ۸ مارس با تلسکوپ‌های کوچکتر تأیید شد

ستاره مرئی امروزه گاه به نام شباهنگ A شناخته می‌شود. از سال ۱۸۹۴، برخی ناهنجاری‌های مداری آشکار در سامانه شباهنگ مشاهده شده‌اند که به وجود یک ستاره همدم سوم بسیار کوچک اشاره دارند، اما این موضوع هرگز تأیید نشده است. بهترین تطبیق با داده‌ها نشان می‌دهد که این ستاره دارای یک مدار شش ساله به دور شباهنگ A و جرمی برابر با ۰٫۰۶ M☉ است. این ستاره پنج تا ده قدر کم‌نورتر از کوتوله سفید شباهنگ B خواهد بود که مشاهده آن را دشوار می‌سازد مشاهدات منتشر شده در سال ۲۰۰۸ نتوانستند ستاره سوم یا سیاره‌ای را تشخیص دهند. یک «ستاره سوم» ظاهری که در دهه ۱۹۲۰ مشاهده شد، اکنون به‌عنوان یک جرم پس‌زمینه در نظر گرفته می‌شود

در سال ۱۹۱۵، والتر سیدنی آدامز با استفاده از بازتابنده‌ای به قطر ۶۰-اینچ (۱٫۵-متر) در رصدخانه مونت‌ویلسون، طیف‌سنجی نجومی شباهنگ B را مشاهده کرد و تعیین کرد که این یک ستاره سفید کم‌نور است این یافته باعث شد که اخترشناسان آن را به‌عنوان یک کوتوله سفید بشناسند، دومین کوتوله سفید کشف‌شده. قطر شباهنگ A برای نخستین بار در سال ۱۹۵۹ توسط رابرت هانبوری براون و ریچارد کوییس در رصدخانه جودرل بانک اندازه‌گیری شد. در سال ۲۰۰۵، با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل، اخترشناسان تعیین کردند که شباهنگ B قطری نزدیک به قطر زمین (۱۲٬۰۰۰ کیلومتر (۷٬۵۰۰ مایل)) و جرمی برابر با ۱۰۲٪ جرم خورشید دارد.



باز می گردیم به معمای رنگ این ستاره ، چه اتفاقی ممکن است در ستاره افتاده باشد:

برای بررسی این موضوع باید نگاهی به ساختار و تحول ستارگان بیاندازیم همان چیزی که در آزاد دروس گریزی بدان زدیم ، در هسته یک ستاره بنا به همجوشی که در آن استفاده می شود به دره های مختلف سنی تقسیم می شود گفتم ستارگان نوزاد ستارگانی هستند که در آنها هیدروژن سوزی اتفاق می افتد در ستارگان جوان هلیوم سوزی بالاخره میان سال اکسیژن سوزی و بالاخره ستارگان پیر فلزات در مرکز ستارگان ساخته می شوند ،

برای این منظور نموداری را در ستاره شناسی ترسیم می کنند

نمودار هرتسپرونگ راسل به انگلیسی: Hertzsprung-Russell diagram یا نمودار H-R) نموداری است که رابطه‌ای بین قدر مطلق, درخشندگی, رده‌بندی، و دمای مؤثر ستارگان به دست می‌دهد. این نمودار در سال ۱۹۱۰ و توسط اینار هرتس‌اشپرونگ و هنری نوریس راسل ایجاد شده‌است.

در آغاز قرن بیستم، اینار هرتسیرونگ و هنری نوریس راسل، به یک طریق، با حذف کردن فاصله در نورانیت، یعنی بر مبنای قدر مطلق، نموداری از یک گروه از ستارگان تهیه کردند. آن‌ها با تعیین کردن یک محور به عنوان دما و محور دیگر به عنوان قدر مطلق، دریافتند که نقاط نشانگر ستارگان در این نمودار، در یک نوار باریک جای می‌گیرند. این نوار، رشته اصلی خوانده می‌شود. در این نمودار دیده می‌شود که اکثراً، ستارگان نورانی تر، داغ ترند و ستارگان کم نورتر، سردتر. تعدادی از ستارگان، نورانی تر از آن ستارگان رشته اصلی هستند که همان دما را دارند. از این رو، این ستارگان استثنایی را غول می نامند و ستارگان باز هم نورانی تر از آن‌ها به ابرغول مشهورند. برخی از ستارگان نیز کم نورتر از آن ستارگان رشته اصلی هستند که همان دما را دارند. این ستارگان، کوتوله‌های سفید هستند. آن‌ها بسیار کوچکند و اندازه سیارات را دارند





در این نمودار یکسری از ستارگان روی رشته اصلی هستند،که متناسب با نورانیت بیشترشان دمای آنها عم زیاد می شود و در این نمودار تعدادی از ستارگان دارای اندازه بزرگ ولی دماکم که به غول معروفنند و عده ای دارای اندازه کوچک ولی دمای زیاد هستند که به کوتوله شهرت دارند، در ساختار و تحول ستارگان ستارگان از بدو تولد روی رشته اصلی هستند.و بعد به غول قرمز و بعد از آن به کوتوله سفید تبدیل می شوند.

در ما نحن فیه هم دم ستاره شعرای یمانی الان یک کوتوله سفید است یعنی دورانی را پشت سر گذاشته است، تا قبل از اینکه کوتوله سفید شود یک غول قرمز بوده است، شعرای یمانی کنونی در رده اصلی قرار دارد، ممکن است در مرحله ای که همدم آن هنوز یک غول قرمز بوده به توجه به فاصله کم آن تا زمین، بسیار پر فروغ و سرخ فام به نظر می رسیده و این فروغ ستاره همدمش که الان پرفروغ شده را تحت الشعاق قرای می داده یعنی در زمان قبل از اسلام که زیج ها این ستاره را سرخ فام می دانستند در اصل همدم ستاره فعلی بوده که بسیار قرمز گون بوده و آن ستاره بوده که پرستش و تقدیس می شده و اتفاقا جزو پرنورترین ها بوده، بعد از دوره ای این تحول سپری شده و غول قرمز جای خود را به کوتوله سفید داده یعنی در واقع یک نو اختر در آن اتفاق افتاده ، و پوستع ستاره غول توسط ستاره هم دم دراشامیده شده ، وستاره هم دم را پرفروغتر و نورانی تر کرده به طوری که ستاره اصلی قبلی را تحت الشعاع قرار داده، ومحو کم فرغ کرده است، بعضی از زیج ها از کم فروغ شدن آن حکایت می کند، و این پدیده در عرض چند دهه اتفاق افتاده است.

شاید این سوال مطرح شود که این ساختار و تحول چگونه ممکن است در عرضه چند دهه اتفاق افتاده باشد چرا که ساختار و تحول یک ستاره معمولا چندین میلیارد سال طول می کشد؟ در جواب باید گفت که نظیر این تحولات کوتاه مدت ما در تاریخ ستاره شناسی داشته ایم مثلا ستاره FGسهم یکی از ستارگان صورت فلکی سهم که در سال 1322 در رده طیفی F کشف شد این ستاره به مررور ایام در عرض پنجاه سال از رده طیفی F به رده طیفیG تغییر وضعیت داد، رده های طیفی به ترتیبO.B.A.F.G.K.Mمی باشداین ستاره در سال 1340 در طیق Aقرار گرفت و هم اکنون در رد طیفی G می باشد.

این ستاره به دلیل انبساط تغییر دما می دهد در زمانی که کشف شد 10 برابر خورشید و امروزه 60به برابر خورشید رسیده است.

همین شاهد می تواند دلیلی بر تغییر حالت ستاره شعرای یمانی در عرض چند سال باشد

پس نتیجه ما جرا این است که ستاره شعرای یمانی یک ستاره دوتایی است که در قبل از اسلام ستاره هم دم آن که الان کوتوله سفید است ، یک غول قرمز بوده و بسیار پر فروغ و مورد پرستش اقوام مختلف ، این ستاره ناگهان دچار تحول شده پوسته خود را به ستاره هم دم خودداده آن ستاره پر فروغ شده و در محور اصلی رشد کرده و در عوض ستاره اصلی قبلی کم فروغ و در نور ستاره دومی محو شده است.

واین می تواند تفسیر و النجم اذا هوی باشد، قسم به ستاره ای که محو شد ، و آن کدام ستاره است انه رب الشعری

17 ربیع الاول روز میلاد رسول اکرم مصادف با اتفاقاتی بود که در تاریخ بدان اشاره شده، از جمله منهدم شدن مظاهر و بتهایی بود که پرستش می شد، خاموش شدن آتشکده آذر گشسب بعد از هزاران سال ، فرو افتادن بت های کعبه، خشک شدن دریاچه ساوه که پرستش می شد، فروریختن کنگره های کاخ های طاغوت، وبالا خره کم فروغ شدن ستاره شعرای یمانی و یا به تعبیری محو شدن آن در نور ستاره ای جدید.