بررسی علمی روایت قمر در عقرب
ن
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی روایت قمر در عقرب
بعد از اینکه مساله احکام نجوم را درروایات بحار الانوار مورد بررسی قرار دادیم ، و متوجه شدیم که از نظر روایی پرداختن به احکام نجوم عملی نکوهیده بوده که توسط اولیای دین به شدت نهی شده ، و حکم کراهت شدید با اقماض برآن جاری است، و علامه مجلسی در جلد 55 بحار علاوه بر آوردن روایات متواتر در این زمینه ، قول علمای مخالف و موافق را هم آورده و خود به قدرت به جواب مخالفین پرداخته ، و عمل به احکام نجوم را غیر شرعی تلقی میکند.به جاست در ادامه مطالب فوق مساله قمر در عقرب را هم مطرح کنیم ، چرا که این مساله هم مورد بحث و متنابه مردم است. و آرا ءمختلفی در این زمینه وجود دارد.
قمر در عقرب، به وضعیتی اشاره دارد که کره ماه در برج عقرب یا مقابل صورت فلکی عقرب قرار گیرد، عقرب یکی از برجهای دوازدهگانه آسمان است که در منطقة البُروج قرار دارد. منطقة البروج نواری است که خورشید، ماه و سیارات از زاویه دید ناظر زمینی از آن عبور میکنند و دایره میانی آن سیر حرکت ظاهری سالانه خورشید است.
قمر در عقرب، قرار گرفتن ماه در صورت فلکی عقرب است. کره ماه در طول یک ماه قمری یک بار به طور کامل به دور زمین میچرخد که این دور کامل، به دوازده قسمت تقسیم شده و برجهایی نیز برای هر یک از آنها انتخاب شده است که اولین آنها برج حَمَل و آخرین آنها برج حوت است. هنگامی که کره ماه در چرخش خود به دور زمین به برج عقرب میرسد، گفته میشود قمر وارد عقرب شده، و هنگامی که از برج عقرب خارج میشود، گفته میشود قمر از عقرب خارج شد. ورود و خروج کره ماه در برج عقرب، دو روز و نیم طول میکشد و این حالت در هر ماه قمری یک بار رخ میدهد.
در اینجا مساله ای قابل بحث است که برج و صورت فلکی با یکدیگر تفاوت دارند، امروزه وقتی خورشید وقتی در برج حمل است در واقع در صورت فلکی حوت قرار دارد، یعنی برج گویی از صورت فلکی به اندازه یک صورت جلوتر است، در اینجا یک بحث بنیادین وجود دارد که بین علمای هیات گذشته و حال مورد اختلاف است، دایره البروج که مسیر حرکت سالانه خورشید در آسمان است با استوای سماوی که محازی استوای زمین در آسمان کشیده می شود ، در دو نقطه همدیگر را قطع می کنند که به این نقاط، نقاط اعتدال بهاری و پایزی گفته می شود، همان طور که می دانیم دایره عظیمه استوای سماوی عمود بر محور عالم می باشد، محور عالم ، محوری است که از شمال و جنوب عالم می گذرد، محور عالم که زمین به دورآن می گردد، در اثر لنگش زمین یک حرکت ترقصی به دور محور خود دارد یعنی، در طول زمان خود به حول دایره ای می گردد، در حال حاضر این محور به گونه ای عمل می کند که صفحه استوای سماوی گویی در اثر این گردش طوری جابه جا می شود که نقطه اعتدال بهاری سالانه به سمت صورت فلکی حوت عقب نشینی می کند ، والان در اوایل صورت فلکی حوت قرار دارد. خوب این تعریف از سوی علمای متاخر و متقدم پذیرفته شده است، اما مساله در اینجاست، که با جابجایی نقطه اعتدال بهاری باید جای بروج را هم تغییر دهیم یا ندهیم، یعنی وقتی نقطه اعتدال بهاری به طرف برج حوت شیفت پیدا می کند، بگوییم برج حمل به صورت فلکی حوت تغییر کرده است شیفت پیدا کرده است، یا نه اینکه بگوییم برج حمل (واقعی که بوده) ثابت است و با شیفت نقطه اعتدال بهاری به اول برج حوت در واقع برج حمل (واقعی) به برج ثور منتقل شده است، یعنی در معیار علمای متاخر می گویند برج حمل اول صورت فلکی حوت است، و علمای متقدم می گویند اول برج حمل اول صورت فلکی ثور است ، یعنی در معیار متقدمین برج شیفت به جلو پیدا می کند در معیار متاخرین شیفت به عقب، مرحوم علامه حسن زاده در کتاب معرفت الوقت و القبله می نویسد پس اول برج حمل در زمان نگاشته شدن زیج بهادرخانی در دودرجه صورت فلکی ثور بوده و به همین طرق در حال جلو آمدن است.
در مساله قمر در عقرب به حساب متقدمین برج عقرب به صورت فلکی قوس منتقل شده است، و در حساب متاخرین برج عقرب به صورت فلکی میزان منتقل شده است، علامه حسن زاده همان صورت متقدمین را در نظر دارد.
مساله قمر در عقرب در روایات:
در کتاب وسایل الشیعه شیخ حر عاملی در باب نکاح :
(٢٥١٧٣ ) ١ ـ محمد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمد بن عيسى ، عن إسماعيل بن منصور ، عن إبراهيم بن محمد بن حمران ، عن أبيه ، عن أبي عبدالله عليهالسلام قال : من تزوج امرأة والقمر في العقرب لم ير الحسنى. [1]
ورواه المفيد في ( المقنعة ) مرسلا [2]
محمد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن محمد بن حمران عن أبيه مثله [3]
) ٢٥١٧٥ ( ٣ ـ وفي عيون الاخبار وفي ( العلل ) عن محمد بن أحمد السناني ، عن محمد بن أبي عبدالله الكوفي ، عن سهل بن زياد ، عن عبد العظيم بن عبدالله الحسني ، عن عليّ بن محمد العسكرّي ، عن آبائه عليهمالسلام ـ في حديث ـ قال : من تزوج والقمر في العقرب لم ير الحسنى ، وقال : من تزوج في محاق الشهر فليسلم لسقط الولد. [4]
أقول : وتقدم ما يدل على ذلك في الحج
علامه طباطبایی معتقد است از لحاظ عقلی، دلیلی بر اثبات یا انکار بدیُمن یا خوشیُمن بودن روز یا زمان خاصی در دست نیست، و روایات در این باره هم گرچه فراوان است، اما بیشتر آنها به دلیل مرسل بودن یا مرفوع بودن، ضعیف هستند.[5]
از نظر وی، خود روز یا زمان نمیتواند وصف بدیُمن یا خوشیُمن داشته باشد، و روایاتی که دلالت بر چنین مطلبی داشته باشند حمل بر تقیه میشوند یا کنار گذاشته میشوند.
علامه طباطبایی درباره قمر در عقرب و تأثیر اوضاع و احوال ستارگان بر حوادث زمینی نیز بر آن است که چنین امری بهلحاظ عقلی قابل اثبات یا انکار نیست؛ البته وی اصل ارتباط حوادث زمینی با اوضاع ستارگان آسمانی را انکار نکرده و آن را مخالف ضروریات دینی نیز ندانسته است به گفته او، روایت منقول از امام صادق(ع) و امثال آن ممکن است حمل بر تقیه شود و ممکن است مراد این باشد که اوضاع و احوال ستارگان زمینهساز (نه علت) حوادث خاصی در زمین هستند [6]
از نظر علامه جوادی آملی، مفسر و فیلسوف شیعه نیز نحس بودن ذاتی روز یا زمانی خاص صحیح نیست، اما منع روایات از عقد ازدواج یا مسافرت هنگام قمر در عقرب برحق است؛ زیرا حوادث جهان میتواند در زندگی انسان مؤثر باشد [7]
از نظر فقهایی همچون شهید ثانی درگذشته( ۹۶۵ یا ۹۶۶ق) و (صاحب جواهر (درگذشته( ۱۲۶۶ق)، مراد از قمر در عقرب، برج عقرب است، نه صورت و منازل منسوب به آن[8] چنانکه علامه حسنزاده آملی، فیلسوف شیعه، گزارش کرده است، فقیهان در معنای قمر در عقرب که در روایت منقول از امام صادق(ع) آمده است اختلافنظر دارند؛ از نظر شهید ثانی در شرح لمعه، و فاضل هندی در کشف اللثام، مراد از قمر در عقرب، معنای اصطلاحی و تخصصی آن نزد منجمان است که ماه باید به صورت دقیق در برج عقرب قرار گیرد، اما از دیدگاه صاحب جواهر، مقصود معنای عرفی آن است؛ یعنی قرار گرفتن ماه در مقابل صورت فلکی عقرب به گونهای که مردم آن را با چشم عادی مشاهده کنند.[9] از سوی دیگر، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، در کتاب عروة الوثقی، روایت مذکور را شامل هر دو معنا میداند؛ یعنی هم معنای تخصصی، دقیق و علمی آن، و هم آنچه با چشم قابل دیدن است. حسنزاده آملی نظر سید محمدکاظم یزدی را در راستای احتیاط دانسته [10]و در کتاب هزار و یک کلمه گفته است که مراد از قمر در عقرب در کتب فقهی، معنای متعارف نزد اهل نجوم و هیئت است و فقط صاحب عروه آن را به صورت مطلق (تخصصی و عرفی) معنا کرده است.[11]
آیا قمر در عقرب یک مساله احکام نجومی و شبه علم است یا یک مساله ای علمی تلقی می شود:
برای بررسی این مساله باید به سه محکی که درباب احکام نجوم هم گفتیم مراجعه کنیم آیا در وحی یا حدیث معتبر بدان اشاره شده است، آیا شواهد تجربی آن را تایید می کند، آیا از نظر علوم عقلی و محاسباتی درست است؟
البته علی رغم بعضی از تحلیل های بعضی از علما، دیده می شود که در اخبار معتبر و کتابهایی چون وسائل الشیعه و اصول کافی و مسند حضرت عبدالعظیم علیه السلام بدان پرداخته شده ، و حتی از لحاظ فقهی بعضی علما در این خصوص نظریاتی را ابراز داشته اند، پس می توان گفت تا حدودی می توان در روایات معتبره آن را در نظر گرفت، پس با این دید نگاهی از جانب علوم تجربی بدان می اندازیم.
برای بررسی این مساله نگاهی به صورت فلکی عقرب و برج عقرب می اندازیم، برج عقرب به نظر متقدیم همان صورت فلکی قوس است، ببینیم ویژگی خاصی نسبت به بروج دیگر دارد؟
صورت فلکی عقرب و برج عقرب ، در منطقه ای درآسمان هستند که مرکز کهکشان راه شیری در آن قرار دارد، کهکشان راه شیری یک منظومه ستاره ای بزرگ است که قریب به دویست میلیارد ستاره که معمولی ترین آن ها خورشید است به گرد یک ابر سیاه چاله در حال گردش هستند ، اندازه این سیاه چاله به میلیاردها برابر خورشید تخمین زده می شود، این سیاه چاله درحال فرو بردن ستارگان در کام خود و گسیل پرانرژی ترین ذرات و پرتو ها به اطراف خود است، این ابر سیاه چاله توسط سحابی های تاریک احاطه شده بدین لحاظ قسم نور مرئی آنها جذب می شود والا آسمان شب مثل روز روشن بود، زمین هرلحظه در معرض این پرتو های پرانرژی است ، و این پرتو ها می توانند بسیار خطر آفرین جهت حیات باشند ولی این پرتو ها توسط فیلتر های طبیعی ، فیلتر می شوند، و آخرین فیلتر کمر بند وان آلن زمین است، که همان طور که امواج و پرتو های تابیده شده از جانب زمین را به داخل محیط زمین منعکس می کندف این پرتو ها را هم منعکس به سوی فضا می کند، در واقع یونوسفر به مثابه یک آینه از نفوذ بسیاری از پرتوها به داخل زمین جلو گیری می کند.
ولی وقتی زمانی که ماه در بین برج عقرب و زمین قرار می گیرد، همانگونه که ماه در اثر جزرو مد ها دریا های زمین را آشفته می کند، این کشند ها روی جو زمین هم موثر است، و جو را آشفته می کند و می تواند حالت آینه ای جو را از بین برده و این پرتو ها به داخل زمین نفوذ کنند.
از خواص این پرتوها قدرت نفوذ آنهاست به طوری که می تواند از بتون ها و سقف و هرآنچه در بین راه است به راحتی عبور کند ، به طوری که آشکار سازهای این پرتو ها گاهی در طبقات میانی دانشگاه ها قرار داده می شود، به هر حال از اثرات این پرتو ها برفیزیولوژی انسانی می تواند این باشد که جهش های ژنتیکی ایجاد کند، مخصوصا در زمان انعقاد نطفه جهش هایی در ژنهای جنین ایجاد کند، وبیماری های مادرزادی را به وجود بیاورد.
شایان ذکر است که این پرتو های کیهانی در زمان رسیدن به جو و عبور از جو می توانند بهمنی از ذرات پر انرژی به وجود آورند[12] و یک پرتو به میلیونها پرتو تبدیل شود، و از سویی مطالعات نشان داده که حضور ماه نه تنها مانعی در بین زمین و منبع پرتو ایجاد نمی کند، گاهی سبب تشدید هم می شود.[13]
پس به نظر روایت قمر در عقرب در زمره مسائل احکام نجومی قرار نمی گیرد بلکه یک پدیده نجومی است که از لحاظ تجربی دارای شواهدی است ، و گفته شده در این ایام از ازدواج پرهیز شود، اعم از عقد، و مباشرت، چرا که در قدیم تمام مراسم در چند روز خلاصه می شده و این احتیاط منجر بدان می شده که فرزندی بیمار و عقب افتاده در خانواده ها متولد نشود.
[1] الكافي ٥ : ٥٠١ | ٣ ، واورد صدره في الحديث ١ من الباب ٣٦ من الصلوات المندوبة.
[2] الفقيه ٣ : ٢٤٩ | ١١٨٧.
[3] يأتي في الحديث ٤ من الباب ٥٥ وسائر احاديثه وفي الباب ٦٨ من هذه الابواب ما يدل على استحباب الدعاء عند الجماع.
[4] الكافي ٥ : ٥٠٠
[5] علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۷۱ و ۷۲.
[6] علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۷۶.
[7] جوادی آملی، تفسیر تسنیم، نشر اسراء، ج۱۵، ص۵۱۸ و ۵۱۹.
[8] شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۲۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۴۱.
[9] حسنزاده آملی، دروس معرفة الوقت و القبلة، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۱-۱۶۳
[10] حسنزاده آملی، دروس معرفة الوقت و القبلة، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۱-۱۶۳.
[11] حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۶، ص۲۲.
[12] کاربردهای فیزیک هسته ای در ستاره شناسی/ مهدی دانشیار/ انتشارات دانشیاران ایران
[13] پدیده قمر در عقرب / مهدی دانشیار/ انتشارات دانشیاران ایران