ماده و انرژي تاريك از ديدگاه کوانتمی: پروین هاشمی
باسمه تعالي
ماده و انرژي تاريك از ديدگاه:
ابتدا ماهيت ماده تاريك را شرح مي دهيم سپس از ديدگاه كوانتومي آن را بررسي مي كنيم.
1-ماده چيزي است كه از ذرات بنيادي تشكيل شده است و از بهم پيوستن ذرات ماده تشكيل مي شود مي دانيم كه ذرات داراي انرژي هستند(در اطراف خود) ذهن ما، فكرما و تصور ما از ماده موجب پيدايش ماده مي گردد پس ذرات مي توانند در اثر تفكر ما و يا اگر بخواهيم كاملتر بگوئيم ذهن ما ساخته مي شوند. مدانيم كه ماده تاريك 98درصد جهان را فرا گرفته است و ما در واقع درماده تاريك زندگي مي كنيم.
هر ماده داراي انرژي است پس ماده تاريك نيز انرژي دارد اما اين انرژي به صورت فله اي نيست يعني ميزان و اندزه دارد و در واقع در يك چارچوب و قانون خاصي قرار دارد و از يك مكانيك خاصي پيروي مي كند ميزان اين ماده و انرژي آن به تصور ما و ذهن ما بستگي دارد(همان مثال تاس انداختن) مي توان مثال گربه شوردينگر را مطرح كرد كه ذهن ناظر بر زندگي گربه تاثيرگذار است من فكر مي كنم ذهن ما پيوسته در حال ساختن جهان است اما درك ما هنوز كامل نيست پس ذهن ما تا ماده تاريك را ساخته است اما بعد از آن را نه. به علت اينكه هنوز كامل نشده ايم. در واقع شعور فرد براي ساخته شده اين ماده مهم است ماده در جهان حاصل نمي شود مگر آنكه ذهن ما آن را بوجود آورد در جهان تمام اجزاي بوجود آورنده ذي شعور هستند زيرا كه يك شعور كاملي در حال درك آن است شعاع ماده تاريك بستگي به شعاع شعور فرد دارد اگر با از بين رفتن يك فرد ماده تاريخي از بين نمي رود به اين دليل است كه يك عقل فعالي دارد همه چيز را درك مي كند(انشتين مي گويد كه به نظر من خداوند تاس بازي نمي كند) يعني همه ما در حال درك شدن هستيم تصور بر ذهن ما مي توانند جهاني موازي جهان امروز بسازد و حتي جهانهايي فراوانتر. از ديدگاه كوانتومي همه چيز در قالب ذهن فرد جاي مي گيرد اينكه اين ماده تا كجا ادامه دارد و تا چه مدت بستگي دارد تا كجا آن را بسازيم و آن را تا چه مدت بخواهيم. ذهن هر كس مي تواند بر روي ذهن ديگري اثر بگذارد آنرا تابع خود سازد و حتي موجب گردد قوانيني كه در طبيعت وجود دارد تابع ذهن فرد گردد پس ذهن ما سازنده فضاي اطراف ماست و آنچرا كه مي بينيم درك مي كنيم. كافي است به خود يا ذهنمان دستور دهيم كه آنچرا كه مي خواهيم مهيا سازد و بعد چون ذهن خواسته است همه چيز(همه كائنات) در جهت خواسته يا ساخته مي شوند يا قرار مي گيرند فيلم راز در مورد همين امر است در نهايت به اين نتيجه مي رسيم كه ابتدا شعور فرد و سپس امكانات به كمك مي آيند تا ماده تاريك را كشف كنيم.
سوالي كه براي خودم مطرح شده اين است: انفجار بيگ بنگ را خداوند درك كرده است. پس چرا مي گوئيم كه جهان را ذهن ما مي سازد. قبل از اينكه انسان بوجود آيد جهان وجود داشته و ماده تارك نيز همين طور پس قبل از ما آيا خداوند آن را درك كرده و اگر خداوند آنرا درك كرده پس ذهن ما در مورد تشكيل يا ايجاد آن چه نقشي دارد؟
ماده تاريك از ديدگاه دكارتي ها:
هر گاه كه ماده اي داشته باشيم به به دنبال آن حتماً انرژي(جنبشي يا پتانسيل) دارد و ما نمي توانيم بگوئيم در اين جهان ماده نداريم چيزي وجود دارد بنام ماده تاريك. از آنجايي كه سطح درك ما به اندازه سطح درك عقل فعال نيست پس نمي توانيم بگوئيم كه اين ماده از چه چيزي تشكيل يافته است يا اينكه دليل وجود آن در اين جهان چيست؟ اما به همان اندازه دركمان گسترش يافته به همان اندازه هم مي دانيم كه ماده تاريك وجود دارد پس ما وجود ماده تاريك را نمي توانيم منكر شويم آن هم صرفاً به اين دليل آن را نمي بينيم. از آنجايي كه هر ذره داراي انرژي هست پس اين ماده هم داراي انرژي است كه ما آن را انرژي تاريك مي نماميم.
دو مسئله مطرح مي شود قبل از طرح دو مسئله يك نكته را شرح مي دهم مي دانيم كه در دنيا جسم متمركز وجود دارد ودر اطراف آن تا شعاع معيني هم جسم غير متمركز حال اين دو نكته را مطرح مي كنيم.
1-اينكه ماده تاريك خود مي تواند جسم متمركز باشد و در اطراف آن جسم غير متمركز(همان انرژي تاريك) وجود داشته باشد يا اينكه 2-ما در جهان يا بهتر بگويم يا در هستي تعداد بسيار زيادي ذره داريم كه هر ذره خود انرژيي را بهمراه دارد و اين انرژي مي تواند ماده تاريك باشد آنچه بدهي است اين است كه مي دانيم در دنيا چيزي وجود دارد به نام ماده تاريك(آنچه باعث مي شود تمام ستارگان يك كهكشان با يك سرعت به حول مركز كهكشان بچرخند مانند ذرات به هم پيوسته ي يك پشقاب كه اگر آنرا بچرخانيم تمام ذرات و اجزاي بشقاب به دور مركز مي چرخند) آنچه اين ستارگان و اجزاي كهكشانها را كنار هم نگه مي دارد به تعابيري همان ماده تاريك و در ضمن در بعضي از موارد ديده شده است كه از برخورد دو كهشكشان هيچ اتاق خاصي رخ نمي دهد و كهكشانها پس از رسيدن به يكديگر از داخل هم رد مي شوند و اين نشان مي دهد آنها روي سطحي ماننده ماده تاريك قرار دارند يك نظريه ديگر هم مي توان در مورد ماده تاريك داد: اينكه جهان در حال شفافتر شدن است و احتمال دارد هنگامي كه گرد و غبارها كنار رفتند(احتمالاً ماده تاريك خود جزئي از گرد و غبار باشد) معلوم شود كه اجرام آسماني روي سطحي ديگر نه در فضاي معلق در حال حركت هستند. به هر حال آنچه مسلم است اين است كه ماده تاريك وجود دارد و انرژي از خود ساطع مي كند و براي ما فقط تا همين حد قابل فهم است. به هر حال روزي مي رسد كه ما با پيشرفت علم خود نسبت به اطرافمان خواهيم فهميد كه اين ماده 1-از چه چيز تشكيل شده؟ 2-دليل وجودش چيست؟ 3-تا چه مدت اين ماده وجود خواهد داشت؟ و4-سرانجام اين ماده چه خواهد؟