ابرو باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

شما قبول دارید که جمله عالم جاری بسوی کمال است؟ هر ذره آینه تمام نمای کل جهان است, عقلانی نیست که بنای خلقت بر اجبار باشد. ذرات عالم به دلیل ذی شعور بودن, میدانند که به کجا باید بروند و واجب الوجود رهبری میکند که هر ذره باید به چه چیز تبدیل شود.
شاهد این امر,نظریه ذی شعور بودن کوارک ها و انتخاب گر بودن آنها در نظریات کوانتومی جدید است و پدیده خلقت از سلولهای بنیادی.

. شعور تنها وابسته به روح نیست که پس از مرگ از بین برود, شعور متعلق به ذرات نیز هست , اتم ها, الکترون ها و حتی کوارک ها. آیا لاستیک دوچرخه زمانی موجود زنده نبوده؟ موجودی که به فسیل تبدیل شده, فسیل به نفت و ... آیا پس از مرگ, شعور جاندار از بین رفته؟ خیر, فقط از سطح شعور بالاتر به سطوح پایینتر نزول کرده.

به قول جناب استاد دانشیار, زمانی که هیچ چیز در دنیا نبود, خدا گفت: "کُن" . به چه چیزی گفت " کُن" ؟ شعوری باید برای درک وجود داشته باشد که "فیکون" اتفاق بیافتد. که اگر شعوری در ذرات نبود خلقتی صورت نمی گرفت.
در آزمایشات تأثیر ذهن انسان روی نتیجه مشاهده شده, ذهن چگونه میتواند روی ذرات بی شعور تأثیر بگذارد؟؟

تغییر عامل بقاست,هرچه تغییر میکند شعور دارد. چون تغییر وسیله رسیدن به کمال است, اگر تغییر نباشد که همه چیز در حالت سکون مثل یک مرداب عامل انزجار و فساد خواهند شد! تغییر یعنی رفتن از یک سطح به سطح دیگر, سطح شعور, سطح مادی و... چه از بالا به پایین و چه از پایین به بالا.

تبدیل شراب به سرکه: تبدیل شدن یعنی تغییر کردن و تغییر کردن یعنی حرکت کردن. اما عامل این حرکت چیست؟ اجبار طبیعت؟ اتفاقا تبدیل شدن شراب به سرکه صعود شعور است. سمی پست به ماده ای مفید تبدیل میشود, این اجبار خلقت است یا حرکت بسوی کمال؟ حرکت به سوی کمال شعور نمیخواهد؟؟؟

چشم ها را باید شست, جور دیگر باید دید...