سوال
با سلام خدمت خواهران ودوستان عزیز
وخوشحالم از اینکه خانم بابایی هم بالاخره سری به مازد
سرکار خانم خدایی این سوال شما سوالی اساسی در فلسفه اسلامی است که فلسفه را به دو رسته اصالت ماهیت واصالت وجود سوق داده است افرادی که طرفدار اصالت ماهیت هستندایده آلیست یا به اصطلاح طرفدارذهن گرایی هستند نظیر افلاطون-سهروردی ومیر داماد وکسانی که قئل به اصالت وجود هستند نظیر ملا صدرا را می توان نام برد
ماهیت شکل اجسام را میسازد وبه جوهر موضوع می دهد مثلا میز - صندلی-ممکن است از لحاظ وجودی یکی باشند ولی ماهیتشان با هم فرق می کند اصالت ماهیتی ها می گویند اصالت با ماهیت است یعنی نجار اول شکل صندلی در ذهنش بوده بعد به آن عینیت بخشیده و قائل به تشکیک در ماهیت نیز نیستند مثلا نمی توانیم بگوییم این صندلی از آن یکی صندلی تر است یا نظیر آن
کسانی که اصالت وجود را قبول دارند عنوان می دارند این بودن صندلی است که اصالت دارد واگر نجار نمونه ای از آن را در خارج نبیند نمی تواند آن را بسازد ویا حد اقل مشابه خارجی دارد اصالت وجود تشکیک در وجود را قبول داردواذعان دارد شکل صندلی به فرا خور وجودش این چنین است مثلا چرا دست انسان در این جا با این ویژگی هست چون وجود دست این چنین اقتضا می کند یا به اصطلاح این وجود است که ماهیت وشکل خود را معین می کند وماهیت وابسطه به وجود است نه وجود وابسطه به ماهیت
وخوشحالم از اینکه خانم بابایی هم بالاخره سری به مازد
سرکار خانم خدایی این سوال شما سوالی اساسی در فلسفه اسلامی است که فلسفه را به دو رسته اصالت ماهیت واصالت وجود سوق داده است افرادی که طرفدار اصالت ماهیت هستندایده آلیست یا به اصطلاح طرفدارذهن گرایی هستند نظیر افلاطون-سهروردی ومیر داماد وکسانی که قئل به اصالت وجود هستند نظیر ملا صدرا را می توان نام برد
ماهیت شکل اجسام را میسازد وبه جوهر موضوع می دهد مثلا میز - صندلی-ممکن است از لحاظ وجودی یکی باشند ولی ماهیتشان با هم فرق می کند اصالت ماهیتی ها می گویند اصالت با ماهیت است یعنی نجار اول شکل صندلی در ذهنش بوده بعد به آن عینیت بخشیده و قائل به تشکیک در ماهیت نیز نیستند مثلا نمی توانیم بگوییم این صندلی از آن یکی صندلی تر است یا نظیر آن
کسانی که اصالت وجود را قبول دارند عنوان می دارند این بودن صندلی است که اصالت دارد واگر نجار نمونه ای از آن را در خارج نبیند نمی تواند آن را بسازد ویا حد اقل مشابه خارجی دارد اصالت وجود تشکیک در وجود را قبول داردواذعان دارد شکل صندلی به فرا خور وجودش این چنین است مثلا چرا دست انسان در این جا با این ویژگی هست چون وجود دست این چنین اقتضا می کند یا به اصطلاح این وجود است که ماهیت وشکل خود را معین می کند وماهیت وابسطه به وجود است نه وجود وابسطه به ماهیت
پس فکر می کنم جواب یکسری از جوابها را گرفتی
اما ذهن همان ادراک است که قبلا در باره آن صحبت کردیم
اما رابطه خواب با بدن در عرف اسلامی خواب نوعی مرگ است اما مرگی که انسان فارغ از جسم مادی نمی شود ودر عین حال باجسم مثالی درعالم دهر یا مثال سیر می کند خواب همان عالم مثال یا برزخ استوهر کسی می تواند با خواب خود موقعیت خود را در برزخ وجهانی که برای خود ساخته ببیند
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 10:6 توسط مهدی دانشیار
|