پاسخهای خانم نوعی به سر کار خانم عزتی
لطفاً توضيح دهيد كه شما چطور اصول دينتان را براي خود اثبات كردهايد؟ اگر به كتاب وزين اصول كافي اعتقاد داريد در بخشي كه احاديث در مورد عقل آورده شده است، حديثي از امام صادق(عليه السلام) هست كه مضمون آن اين است: مردي از ايشان درباره اثبات خدا پرسيد. فرمودند: وقتي در دريا در حال غرق شدن هستي يا در بيابان سوزان راه گم كرده و توشه نداري و به هيچ چيز و هيچ كس اميد نداري چه كسي را صدا ميزني و از او كمك ميطلبي؟او همان خداست. ملاحظه ميفرماييد كه حضرت نفرمودند برو فكر كن تا خدا برايت اثبات شود. بلكه او را به يافتن خدا تذكر دادند. در مورد آيات قرآن كه در باب تفكر است، ميگويم كه آنها داراي طبقهبندي براي افراد با عقول مختلف است و هريك به نوع خاصي از تفكر اشاره دارد. مثلاً براي عرب باديه نشين كه فقط چيزهايي را كه ديده درك ميكند فرموده به شتر نگاه كن. البته اين ظاهر آيه است و دانشمند از همين آيه استفاده ميكند و با ديد علمي شگفتيهاي خلقت را مييابد و در رفاه زندگي از آنها الگوبرداري ميكند. و يا به علما فرموده به آسمانها بنگرند تا ايمانشان به خدا قوت يابد.
باسلام خدمت خانم عزتی
عقل براي اثبات ناچار است از حواس ظاهري خود كمك گيردبايد با حواسش اطلاعاتي كسب كند و مثلاً نشانههاي الهي را ببيند و درك كند، مقاله و كتاب بخواند، استاد ببيند و معارفش را از كسي كه قبلاً اصول برايش به اثبات رسيده و با تقواست بگيرد. يا بايد با روح خود اصول را و در راس آنها توحيد را بيابد، همانگونه كه امام صادق(عليه السلام) فرمودند.پس ميبينيد كه عقل به تنهايي قادر نيست اين را را بپيمايد.
در ضمن تفكر همه مردم هم الزاماً منجر به اعتقاد به توحيد نميشود. حتي گاهي بعد از تفكراتشان به وجود خدا هم نيرسند چه رسد به توحيد! گاهي بعضي دانشمندان به تناسخ معتقد ميشوند. آيا آنها عقل ندارند؟ بنا به فرمايش حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) معاويه صاحب عقل نبود بلكه شيطنت داشت.
در مورد فهم و تعمق در احاديث: دقيقاً من هم روي فهم و فقه حديث تأكيد دارم.اين فقه و فهم ممكن است در مراحل اول از راه تحقيق و تفكر به دست آيد اما همين تشخيص در هر كسي بوجود نميآيد؛ تا فرد روح خود را پاكيزه نكند و تقوا پيشه نكند اين ميزان سنجش و قدرت تشخيص در او بوجود نميآيد