...البته این که گفتم، کمی صبر هم می خواهد. درست مثل ماهیگیری کردن می ماند که حوصله به اندازه ی کافی داشتن، از لوازم آن است. شما قلاب ماهیگیری و چوب ماهیگیری را با خودتان برمی دارید و می برید؛ اما اصلی ترین ابزار ماهیگیری را جا می گذارید، طعمه.

ماهیگیران حرفه ای را دیده اید؟ دقیقه ها و ساعت ها یک جا بند می شوند و قلابشان را بی حرکت نگه می دارند تا بتوانند ماهیی شکار کنند. بعضی هایشان که حرفه ای تر هستند، می دانند که باید کجا بروند و کجا نروند. شاید قلابت را، در یک جوی آب حقیر انداخته ای که سالی یک بار، حتی یک بچه قورباغه هم ازآن عبور نمی کند. شاید دریک جوی آب کم ماهی، به انتظار یک ماهی بزرگ نشسته ای. ماهیگیر خوب، می داند که باید به استقبال برکه ای بزرگ، روخانه ای بزرگ یا دریایی بزرگ برود و درمیان آنها، به شکار ماهیان بزرگ خود بنشیند. شاید طعمه ای با خودت نبرده ای.

ماهی به هوای کدام طعمه باید به نوک قلاب تو گیر کند، هان؟ فرصت های زندگی به هوای کدام طعمه ای که برایشان گذاشته ای، باید بیایند و به نوک فرصت طلب مثبت تو گیر کنند، هان؟