جهانهای موازی و خلقت انسان
بسم الله الرحمن الرحیم
They made a humanlike being with whom one can have a personal relationship. When you look at the vast size of the universe and how insignificant an accidental human life is in it, that seems most impossible
آیا نظریه جهانهای موازی هاوکینگ طبق نوشته فوق انسان را نتیجه فرایندی تصادفی کوچکی در جهانی بزرگ می داند؟
نظریه جهانهای موازی از جمله نظریاتی است که در فلسفه فیزیک کوانتمی در مقابل طرفداران نظریات کوانتمی ایده آلیست مطرح شد در این نظریه که در نگرش به منطق خاص فیزیک کوانتمی بیان می شود در جایی که نظریه پردازان در باره منطق طبیعت صحبت می کنند خود نمایی می کند
همان طور که می دانیم نظریه مکانیک کوانتمی در پی بحرانهایی که فیزیک کلاسیک در حوزه بعضی از آزمایشات نظیرفاجعه فرا بنفش با آن دست به گریبان بود با مطرح کردن کوانتمی بودن توضیع انرژی در عالم توسط ماکس پلانک پابه عرصه علم می گذاردوبزرگانی چون آلبرت انیشتین ومیلیکان وکمپتون آن را باآزمایشات تجربی تاییدو دانشورانی چون بوهر و پاولی آن را گسترش می دهند با پیشرفت علم مکانیک کوانتمی ودقت نظر در آزمایشات واصلاحات در مدلهای پیشنهادی مکانیک کوانتمی از حالت از حالت سنتی خود که با پیش زمینه فیزیک کلاسیک بود به دوره مدرن وارد می شودکه با منطقی متفاوت با فیزیک کلاسیک وارد صحنه شدکه مفاهیم فیزیک در این تئوری گرچه از نظر لفظی مشابه فیزیک کلاسیک بودند اما به لحاظ مفهومی تفاوت فاحشی داشتند
در مکانیک کوانتمی مدرن بحث فضا وزمان مشابه فیزیک کلاسیک نبود و مفاهیم حرکت-جرم واسپین واندازه حرکت مفاهیمی متفاوت می نمود از جمله مسائل منطقی مکانیک کوانتمی مفهوم "و" و "یا" می باشددرمکانیک کلاسیک اسپین الکترون می تواند یا بالا باشد یا پایین جمع بین دو نقیض معنی ومفهومی ندارد اما مکانیک کوانتمی نوین منطق حکم می کنددر سیستم وحالت اسپین بالا وپایین می تواند هم زمان حضور داشته باشد گر چه این منطق از نظر منطق کلاسیک ممتنع است اما از نظر منطق کوانتمی ممتنع نیست
همین نگرشهای خاص منطقی کوانتمی باعث ایجادمکاتب خاصی به عنوان مکتب ایده آلیسم وماتریالیستی کوانتمی شد.
در مکتب کوانتمی اشاره می شود گرچه طبیعت مطابق با منطق کوانتمی عمل می کندولی چون این منطق باذهن بشر سازگار نیست وگزاره های " یا" در ذهن انسان وجود داردنه "و"پس این ذهن بشر است که حجت را تمام می کند و به اصطلاح اسپین را خلاصه به بالا یا پایین می کند واین به ذهنیت آزمایشگر بستگی دارد در این حالت اصالتی را به آزمایشگر وذهن می دهدوهم فضا وهم زمان وبطور کلی همه مفاهیم را به ذهن باز می گرداندواصالت را از ماده می گیرد
بزرگانی چون هایزنبرگ و بوهم طرفداران چنین نظریه ای بوده اندودر مقابل ماتریالیسم ها در تفاسیرشان که از این حالت بیان می کنند گرچه با منطق کوانتمی موافقنداما موجودی ما فوق طبیعی بنام ذهن را خلاصه گر نمی دانندبلکه معتقدند مثلا در مثال اسپین دو جهان موازی به وجود می آید که در یکی از جهانها اسپین بالا ودر دیگری پایین است در این نظریه خاص که در آغاز قرن بیستم طرفداران چندانی نداشت جهانهای موازی متعددی لازم می آید
که در هر جهان قوانین به گونه خاصی از طبیعت وجود ظهور دارند که ناشی از احتمالات خاص در پدیده های کوانتمی هستند
آیا واقعا چنین نظریه ای را می توان در طبیعت جستجو کرد؟
این نظریه گرچه در دوران ارائه طرفداران چندانی نداشت ولی در دوره معاصر نتیجه بعضی از تحقیقات موید آن است
در دوران معاصر از منطق فیزیک کوانتمی در ساخت رسته ای از رایانه ها بهره می برند که به رایانه های کوانتمی موسوم هستنداین رایانه ها ویژگی خاصی دارنداز گزاره "و" به جای "یا" استفاده شده است رایانه های معمولی شبیه سازی مغز انسان است ومنطق ذهن انسان در آن وجود دارد وبه همین خاطر دو عملیات متضاد در آن واحد در آن غیر ممکن است ولی در رایانه های کوانتمی منطق فیزیک کوانتمی این اجازه را داده که رایانه پردازش همزمان پدیده هارا در حالات مختلف انجام دهدخوب این روش می تواند تا حد بسیار زیادی از محدودیت زمان در پردازش داده هایی خاص را از بین برده وسرعت پردازش را بالا ببرد.
به عنوان مثال همان طور که می دانیم در علم ژنتیک حدود 114 ژن را برای تشکیل یک انسان جسمانی کامل در کرومزونها کشف کرده اند که شاید آن را به عنوان بزرگترین دستاورد بشر به حساب آوردکه این 114 ژن حامل اطلاعاتی کامل در بوجود آمدن انسان با خصوصیات خاص انسانی است
اما با وجود 114 ژن چند انسان با حالات مختلف می توان ساخت. بدیهی است که !114 یعنی یکصد چهارده فاکتوریل حالت می تواند وجود داشته باشد و !114احتمال که با تفاوت هر ژنی انسانی خلق شودیک رایانه کوانتومی ممکن است برای شبیه سازی این تعداد از انسانها دربازه نسبتا کوتاهی نسبت به پردازش معمولی عمل کند.
نکته اینکه آیا طبیعت هم مانند یک رایانه کوانتمی عمل می کند؟
درست است طبیعت هم مانند یک پردازشگرکوانتمی به پردازش همزمان میلیاردها ژن در هر بازه زمانی می پردازد
ودر طول عمر جهان تمام حالات مختلف ترکیب ژنها را انجام میدهد وجهان های موازی که هر کدام را یک انسان می نامیم به وجود می آورد وهمین رایانش تا تکمیل !114 ادامه خواهد داشت
ازهمین نکته نیز می تواند درباره انفجار بیگ بنگ نیز صادق باشد که به نظریه جهانهای موازی منجر شده است
در اثر انفجار بیگ بنگ چند حالت ممکن است برای پیدایش جهان به وجود بیاید؟
اگر تعداداطلاعات حاکم بر آجهان را بدانیم ژس می توانیم به این مطلب باسخ گوییم که مثلا اگر"ب"حالت باشد پس "! ب"حالت ممکن است برای جهان وجود داشته باشد ومطابق نظریه جهانهای موازی در حال حاظر ممکن است در اثر انفجار بیگ بنگ "!ب"حالت برای جهان بوجود آیدومانندژنومهای انسانی ممکن است چندین حالت آن بطور موازی از بدو پیدایش تا حال حاضر اتفاق افتاده باشد ودر آینده هم حالات جدیدتری ظهور کندو ممکن است که در هر کدام از حالتهای ممکن حیات به گونه ای متناسب با آن بوجود آمده باشد
اما سوال انجاست آیا رایانش کوانتمی جهان در حالت ژنتیکی که انسان را می آفریند ویا کیهانی نوید فرآیندهای تصادفی است؟
آیا وجود ژنها که انسان را در حالتهای مختلف می آفریند تصادفی هستند وپیدایش انسانهای بی شمار از یک عامل تصادفی نشات می گیرد آنچه در خور توجه است این است که همه انسانهادر تمام ویژگیهای اندامی با یکدیگر مشارکت دارند(سر- پا- دست- قلب و..)و تفاوت آنها در اندازه رنگ واز این مسائل است وتفاوت انسانها ناشی از قرارگرفتنشان در محیطهای اقلیمی وفرهنگی متفاوت می باشد والا از نظر وجودی یکسان هستند که ژنهای انها با ترکیبات متفاوت در کنار هم قرار گرفته اند
در مورد جهانهای موازی کیهان شناسی هم همین نکته جاری است ممکن است که جهانهای موازی متعددی ظهور کرده باشدولی همه آنها در مفاهیمی اشتراک دارند که لفظ عالم یا کیهان در باره آنها صادق است همه دارای فضا - زمان جرم و.. هستند در همه نیروی گرانش -هسته ای الکترو مغناطیس-الکتریکی وجود دارد سرعت نور در همه ثابت است گرچه ممکن است در جزئیات باهم متفاوت باشند که آن ژنومها یا اطلاعات اولیه کیهان که هنوز بشر به رسیدن به تمام آنها مسیری طولانی در پیش داردآن را تعیین می کند
خلقت موجود خارق العاده ای مثل انسان منحصر به کیهان ماست شاید این طور به نظر برسد که انسانی مشابه زمین منحصر به کیهان ما با توجه به سنن وقوانین حاکم بر کیهان ما باشد
اما نکته در اینجا نهفته که آیا موجود هوشمندی مثل انسان فقط از یک راه وروش امکان خلق شدن داردو روشهای دیگر به گونه ای دیگر و شمایل دیگر متناسب با قوانین وسنن دیگر امکان پذیر نیست؟
این مطلب در باره کیهان خودمان هم قابل طرح است در صورتی که عنصرجدیدی در دستگاه خلقت در اثر تحول ستارگان خلق شود وآن ماده در ترکیب انسانهای آینده قرار گیرد جهشی از نظر چگونگی وویزگی متفاوت با نوع فعلی عارض انسان خواهد شد یا نه؟
جواب این است که در این مورد اخیر ودر بحث جهانهای موازی زمینه ظهور حیات هایی مشابه اما با ویژگیهای مختلف در هر کیهانی وجود دارد واین اصل در بطن عالم نهفته است که طبیعت امکان ظهور حالتهای مختلف خلقت را در قالبای رایانش کوانتمی موازی می دهد واین سنت وقانون جاری در جهان است.
و اصل این است که خلقت یکی بیشتر نیست وجهان آفرین یک آفرینش بیشتر نداشته چرا که از واحد صادر نمی شود الا واحد واین واحد خود در اثر قانون حاکم بر عالم طبیعت و ماده و مظاهر مختلفی را که امکان دارد به ظهور می رساند به عنوان مثال می توان گفت کل انسانها در حقیقت وجودی همان یک انسان اولیه هستند که طبیعت مدام جای ژنومهای آن را تغییر می دهد ودر حالتهای گوناگون آن را عرضه می کندتا یکصد وچهارده فاکتوریل ظهور کند وهمه حالات شانس ظهور داشته باشند در حالی که وجودآنهاباهم مشابه وبرابرند نظیر نور سفیدی که به منشوری می رسد وبه طیفهای گوناگون تجزیه می شود در صورتی که در اصل یک منشا دارد
وبهمین سیاق وجود عوالم موازی متعدد که در حقیقت از یک انفجارنشا ت می گیرد واز یک حادثه اما در حالتهای مختلف- وقتی که وارد عالم فیزیک کلاسیک می شوندخود را نشان می دهدوتعدد عوالم را به وجود می آوردوممکن است در هر عالمی ثمره اش موجود هوشمندی متناسب با همان عالم باشدنظیر کیهان ما که انسان میوه آن است
و یکتا بودن مو جود هوشمند در کیهان ما از بدیهیات ومسلمات علم نمی باشد.
در خلقت انسانها و خلقت کیهان ها ژنومها(اطلاعات اولیه ) که به منزله مصادر مشخصه ای نظیر حروف در بوجود آمدن کلمات وعبارات را می سازند که در عالم کتابها این حروف بنیادی هستند که در آنها تکرار می شوند وبنای تمامی کتابها و نوشته های دنیا را می سازند گرچه تمام کتب عالم بایکدیگر فرق می کنند ولی عقلانیتی انسانی آنهارا هدایت می کند حتی شاید شکل حروف وقواعد حاکم در آنها در زبانهای متفاوت با یکدیگر فرق بکندمثلاحروف فارسی وانگلیسی و چینی وهندی وروسی از نظر ساختاری ودستور با یکدیگر متفاوتند و حتی مفاهیم در تلفظ در زبانهای مختلف گوناگون است ولی در اصل انتقال مفاهیم بشری با یکدیگر اشتراک دارند و حاکی از حقیقتی واحدند وخاستگاه آنها از نهاد بشر است گرچه ممکن است زبان یک چینی وحروفش برای ما نا آشنا باشد و یک چینی دیوان حافظ را نفهمد آیا به صرف نفهمیدن دستور وحروف وزبان فارسی یک چینی می تواند ادعا کند که دیوان حافظ مفهومی ندارد چون نمی تواند آن را درک کند
وهمین مثال توسعه پیدا می کند در باره قوانین موچود در جهانهای موازی ما که از مصادر وقوانین ومواد شاکله عالم دیگری مطلع نیستیم می توانیم ادعا کنیم که همه عوالم غیر از کیهان ما عقیم در به وجود آوردن موجود هوشمند است واین موجود هوشمند در کیهان ما هم اتفاقی به وجود آمده مثل اینکه بگوییم این دیوان حافظ که ما دستور وکلمات وحروف آن را می شناسیم در میان کتب اصالت دارد آن هم اتفاقی در اثر کنار هم قرار گرفتن کلمات بدون دخالت عقل به وجود آمده و سایر کتب به زبا نهای دیگر بی مفهوم ومحتوی است.که البته این گونه تصوری بعید ودور از عقلانیت است
نظریه جهانهای موازی و وحقیقت ژنومهای انسانی و یگانگی ووحدت در به وجود آمدنشان ودر مبادی آنهابه توحیدی عمیق در بطن هستی اشاره دارد
البته در نظریه های نوین پیدایش جهان بیگ بنگ ونظریه تورمی اشاره به انفجار عالم از یک نقطه تکینه وپیدایش فیزیک بما هو فیزیک از لحظه پلانک ودر طول پلانک و گرمای پلانک را دارد وقبل از این اندازه ها جهان جهانی کوانتمی مجرد از فضا وزمان وقابل ذکر فقط به صورت گزاره های ریاضیاتی بوده ویا به اصطلاح ایده آلیستها ذهنی در ذهن عقل فعال که مقاله ای خاص خود را می طلبدکه جهان در زمان ده به توان منهای چهل ودو ثانیه از حالت مجرد به حالت فیزیکی وارد شد وجهانهای موازی و پیدایش عوالم به وجود آمد ویک انفجار مصدر عوالم مختلف شد که یکی از آنها کیهان ما وما هم میوه آن که نشستیم ودر باره آن می اندیشیم ونمی توانیم که در عالم یکتا هستیم