حکمت متعالیه و ماده و انرژی تاریک-نویسنده:پروین هاشمی
به نام خالق يکتا
از لحاظ علمی می دانيم که ما ده تاريک چيزی است که
98% جهان را فرا گرفته است وانرژی تاريک عا ملی است که سبب
رانده شد ن و حل دادن کهکشان ها می شود از آنجايی که حکمت مشاء
تاکييد بر استدلال دارد اگر بخواهيم از ديد گاه حکمای مشاء اين قضيه را
تعريف کنيم اينگو نه می گوييم که :
ماهيت هر شی ء عبارت است از چيستی آن شیء، هر گاه از ذات يک شیء سوال شود پا سخ صحيح ماهيت آن شیء است پس بدانيم که ماده و
انرژی تا ريک چيست ؟
هر چيزی دارای علت است و تا علت نبا شد معلول به وجود نمی آيد
پس به وجود آمد ن ماده وانرژی تاريک دارای علتی است
ماهيت هر شی ء آ ن را به سمت کما ل پيش می برد . تمام هستی با ذات و ماهيت خو يش در جهت کما ل و کا مل شد ن پيش می رو د
پس ماده و انرژی تار يک به سمت کمال در حرکت هستند و به منظو ری
رو به جلو پيش می روند .
ماده و انژی تا ريک با هدف وغا يت خلقت جها ن سا زگارند و به همين
دليل خلق شده اند .
مبداء درونی همه اشياء که سبب حرکت و سکون آنها ميگردد طبيعت آن
اشياء است پس ماده وانرژی تاريک به سبب طبيعت خويش است که به سمت کما ل پيش می روند.
در نهايت مي توان گفت ماده تا ريک و انرژی تا ريک خود جزيی از هستی هستند ( البته در هستی هم مراتبی وجود دارد ) برای اين به وجود
امده اند که خلقت را کا مل کنند.
به نام خالق یکتا
حکمت متعالیه و ماده و انرژی تاریک:
در ابتدا آنچه به ذهن می رسد این است:ماده و انرژی تاریک هست.
پس این مسئله به د و جزء جدا از هم تفکیک می شود.:
1.ماده و انرژی تاریک
2.هست
ما باید درباره ی ماهیت و وجود ماده و انرژی تاریک صحبت کنیم.
اصولا ماهیات کثیر و مختلفند ولی وجود امری واحد و مشترکی است.
من فکر می کنم ما باید اصالت وجود را قبول داشته باشیم. درست است که وجود حقیقتی واحد است اما این حقیقت شدت و ضعف دارد و اختلاف ماهیت اشیا در شدت و ضعف مرتبه وجودی انهاست و من اصالت وجود ماده تاریک را قبول دارم. ماده تاریک جزئی از یک کل است. خداوند کل مطلق است. ماده تاریک جزئی از آن است یعنی هر چه از کل به سمت پائین تر می آئیم از شدت و قوت وجود کاسته شده و در مراتب پائین تری از وجود قرار می گیرد و اگر عنایت کل نباشد مراتب پائین تر نیست می شود. هر موجودی در یکی از مراتب تشکیکی وجود قرار دارد و دامنه یا حد وجودی او همان آثار و خواصی است که از وئ
ظاهر می گردد. پس ماده و انرزی تاریک وابسته به خواص خود هستند.از آنجایی که معلولیت و وابستگی موجودات ناشی از ضعف وجودی آنهاست. پس وابستگی ماده و انرژی تاریک نیز از ضعف مرتبه وجودی آنها سرچشمه می گیرد و مراتب وجودی آنها پیوسته است یعنی از بالا به پائین مراتب وجودی وجود دارد اما قوت و شدت آن کاهش می یابد.
هر اندازه که موجودی از نظر مرتبه پائین تر باشد.شدت وجودی کمتری دارد و ناقص تر است و در نتیجه وابسته تر به مراتب مافوق خویش است.پس ملاک نیاز مندی معلول به علت را باید در ضعف و نقص مرتبه وجودی دانست و همین امر در مورد ماده و انرژی تاریک صدق می کند. یعنی ملاک نیازمندی این ماده به علت ضعف وجودی این ماده است. این امر به این دلیل است که ماده و انرژی تاریک کامل نیست. آنکه بی نیاز مطلق است. در مورد حرکت جوهری باید گفت که هر جسمی دارای صفاتی است. همه صفات و حالات با خود شئ سازگارند.
اما حرکت و تغییر با خود شئ سازگار نیست و ثبات آن را بی ثبات می کند.
می دانیم که دگرگونی تابع شئ نیست بلکه شئ را تابع خود می کند.
پس این ماده و انرژی تاریک نیست که تغییر را تابع خود می کند بلکه این تغییرات است که ماده و انرژی تاریک را تابع خود می سازد. می دانیم که بر اساس حرکت جوهری هیچ نقطه ای در جهان ثابت نیست. پس این ماده هم بر اساس همین قاعده رو به سوی حرکت است یعنی موجود متغییر باقوه و فعلیت آمیخته است در امتداد زمان سیر میکند و جریان می یا بد در واقع وجود آن در طول زمان به فعلیت بیشتری میرسد وکامل تر میشود.
تمام موجودات در هر مرتبه ای که هستند ذات الهی را نمایان میسازند این امر در مورد انرژی تاریک نیز صادق است. یعنی در هر مرتبه ای از وجود که قرار دارد رو به سوی کامل تر شدن است و جلوه ی حق را نمایان می سازد.