بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت هفتمین سالگرد رحلت ملکوتی

مرحوم شیخ محمد دانشیار شوشتری

 

مرحوم شیخ محمد دانشیار شوشتری در سال 1300 هجری شمسی در دامان خانواده ای اهل علم وروحانی در شهر مقدس نجف الاشرف به دنیا آمد،خاندان دانشیار از سلسله جلیله بنی النجار از انصار ویاران پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله محسوب می شدند و در میان این شجره مبارکه علمای ربانی  فراوانی پا به عرصه وجود نهادند از جمله می توان به سر سلسله ایشان علی بن النجار شوشتری صاحب کتاب تفسیر سوره یوسف ،وشیخ جعفر شوشتری صاحب کتاب خصائص الحسینیه ،علامه شیخ محمد تقی شیخ شوشتری صاحب کتاب قاموس الرجال نام برد،پدر مرحوم دانشیارآیت الله شیخ میرزا علی  از اساتید بنام حوزه علمیه کاظمین و از زاهدان  وعالمان دوران خود محسوب می شد.و بنا به قول مشهور حضرت آیت الله العظمی  عبدالهادی شیرازی در مجلس ختم ایشان فرمود ، وااسفا که اعلمترین وازهد ترین مرد زمانه مان را از دست دادیم.

مرحوم دانشیاردانشمندی ولایتمداری بود که در راه حراست از حریم ولایت علوی سراز پا نمی شناخت و سالها به مبارزات تبلیغاتی برعلیه جریانهای انحرافی در عراق همت گمارد و سرانجام در سال 1334 مجبور به جلای وطن وعزیمت به ایران شد ودر زاویه حضرت عبدالعظیم  علیه السلام سکنی گزید،مرحوم دانشیار با اتکا به کد یمین وعرق جبین علاوه برکسوت روحانیت به کار وفعالیت مشغول بودند، وعقیده داشتند که نباید روحانیت را به عنوان شغل در نظرداشت بلکه روحانی می بایست طریق معیشت خود را پیشه ای دیگر قرار داده وآنها را با هم ممزوج نکند.

مرحوم دانشیار سالها همت خود را به کاروان داری و خدمت به حجاج بیت الله الحرام قرار داد،و با عمق تفکر فقهی وتعهد به این کار همت گماشت وبا توجه به سختی کاروان سالاری در دهه 30 و 40 از زمره مجربترین وکارآمدترین کاروانسالاران دوران خود محسوب می شد.

واز دامان وی بسیاری از کاروانسالاران دوره های بعدی تا حال حاضر تربیت شدندکه هرکدام از آنها به نوبه خود از بهترین کاروانسالاران استان تهران محسوب می شوند.از خصوصیات مرحوم دانشیار می توان توجه به اعتقادات و تبلیغ در عین انجام وظیفه  اشاره نمود نقل می شود که در مکه مکرمه اعلام کرده بود که هر کس اشعار فرزدق در مدح امام علی بن الحسین علیه السلام را از حفظ بخواند ، هدایایی ازجمله زعفران  به وی خواهد داد  بدین لحاظ بسیاری از مردم و ازجمله علمای اهل تسنن به  این کار همت می گماردند.وبرگزاری اعیاد بزرگ غدیر خم در سرزمین وحی ومباحثه با علمای سایر فرق از جمله خدمات این بزرگوار است.

ایمان،تقوا،وفای به عهد،صلابت ومردانگی،شب زنده داری و توجه به مجالس مذهبی از جمله خصائص ایشان محسوب می شد وی بر جلسات هفتگی روضه ووعظ ومداحی اهل بیت علیهم السلام که یادگاری از دوران حضور ایشان در عتبات عالیات بودمداومت داشتند و منزل ایشان از دیرباز همواره در زاویه حضرت عبدالعظیم علیه السلام پذیرای عاشقان اهل بیت و میزبان دانشمندان میهمانان  حضرت عبدالعظیم علیه السلام بود که از نقاط دور ونزدیک به زیارت مشرف می شدند.

از مرحوم شیخ محمد دانشیار 7 پسر و4 دختر به یادگار مانده که یکی از پسران ایشان به نام شیخ محمد حسن در عملیات خیبر در جزیره مجنون شربت شهادت را نوشید و پس از از سالها مفقودالاثر بودن در سال 1380  با تعبیر خوابی که شیخ محمد از فرود دسته گلی محمدی به دامانش دیده بود به وطن بازگشت .

از مرحوم شیخ محمد دانشیار تالیفات فراوانی به جای مانده که از آن جمله کتاب " واقعه بعد از عاشورا"که در مورد وضعیت اسرای کربلا، از کربلا تا شام واز آنجا به مدینه می باشد که بنا به وصیت معظم له به همراهشان در قبر نهاده شدو همچنین کتاب" حول البکا علی الحسین علیه السلام" ،"فضائل القرآن و آثاره فی نشاتین"،مستحبات الحرمین در زمینه مناسک حج،هدیه الزائردر مورد اماکن زیارتی مصر، تحفته الزائر در باره مشاهده مشرفه سوریه،محاضرات سعید عاشور که مجموع سخنرانی های عبدالفتاح سعید عاشور ریاست انجمن مورخین مصر در کشور کویت در دفاع از شیعه می باشد.

مرحوم دانشیار در دوران کهولت سن نیز علی رغم بیماری مضمن تنفسی عبادات و مطالعات و مجالس خودرا ادامه می داد و با خرید ووقف خانه ای در مشهد الرضا علیه السلام زمینه ای را برای برپایی یک زائر سرا در این شهر مقدس فراهم نمود که هم باقیات الصالحاتی برای وی و هم میعادگاهی برای خاندانش در طول زمان را فراهم نماید که همواره اراتمند و زائر شمس الشموس علی بن موسی الرضا علیه السلام باشند.

مرحوم دانشیارپس از سالها ولایتمداری وزندگی سعادتمند سرانجام در 19  مرداد ماه 1389 دعوت حق را لبیک گفت و در جوار بارگاه منور حضرت سید الکریم عبدالعظیم علیه السلام آرام گرفت.روحش شاد وراهش پر ره رو باد.

در پایان گوشه ای از سخنانشان در مورد سیده زینب علیها السلام را تقدیم می کنم که در مشهد برای ما نقل کردند:

""سیده زینب  شخصیتی است که اصلا قابل توصیف نیست ،شخصیتی که امام نیست ولی تسلی دهنده امام است، فردای عاشورا که همه اسرا را سوار بر محمل های بی جهاز شتران کردند عمر سعد ملعون دستور داد که اسرا را از کنار شهدا عبور دهند ، امام زین العابدین علیه السلام با دیدن این منظره  از خود بی خود شد به طوری که داشت جان از بدن امام مفارقت می کرد ، سیده زینب که بی قراری وحال بد امام را مشاهده کرد به سوی امام آمد که ای پسر برادر چه می کنی ؟چرا بی قراری می کنی؟توحجت خدا برزمین هستی، امام اشاره به بدن قطعه قطعه شده پدرش کرد گفت مگر این حجت خدا بر زمین نبود،و ناله سرداد، سیده زینب امام را تسلی داد وگفت : عزیزم روزگاری خواهد آمد که انتقام این خون گرفته خواهد شد ومدفن پدرت قصری از قصرهای دنیا ومیعادگاه زائران وعاشقان خواهد بود.... این صلابت سیده زینب است استواری بانویی که چون کوه در برابر مصیبتها صبر کرد و این نبود مگر به اشاره ولایی برادرش امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا به قلب شریف سیده زینب... که وی را چون کوه استوارکرد"..."