وضعیت فعلی ادارۀ دانشگاه صنعتی شریف این دانشگاه مهم کشورمان را به نابودی می کشاند-دکتر مهدی گلشنی
وضعیت فعلی ادارۀ دانشگاه صنعتی شریف این دانشگاه مهم کشورمان را به نابودی می کشاند
در چهار شنبه گذشته شاهد سخنرانی پر شور و آکنده از سوز دل استاد پیشکسوت دانشگاه صنعتی شریف و یکی از مفاخر کشور عزیزمان جناب آقای دکترمهدی گلشنی بودیم-سخنرانی هشدار دهنده ای که حاضران را به تفکر و نگرانی وا داشت و خوشبختانه باز تاب وسیعی در محافل علمی و دانشگاهی داشت . استاد ممتاز دانشگاه گویی همه رنجهای جانکاه چند ساله و در گلو خفه شده خود را آشکار می کند تا شاید ذهن های خفته و یا از خود بیگانه را به خود آرد و آنها را به عواقب کارهایشان آگاه نماید. شاید برای این بود که پس از برشمردن کارهای عیر عقلانی مدیریت دانشگاه در سالهای اخیر با خواندن بیت زیر از سعدی خطاب به رئیس دانشگاه صنعتی شریف سخنرانی مهیج و دردمندانه خود را پایان داد:
«تا کی آخر چو بنفشه، سر غفلت در پیش؟ حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار»
چه ضعف مدیریتی و چه مشکل فرهنگی در دانشگاه شریف موجب گردید تا استادی که رهبر معظم انقلاب وی را "الگوی اساتید" معرفی کرده بود، اینچنین به خروش آید و علیرغم فشارها با کمال شجاعت چنین اعلام کند :«سریعا اعلام خطر میکنم اگر وضعیت به همین منوال پیش برود دانشگاه سقوط خواهد کرد!»
عدم پاسخگویی و رسیدگی مسئولین و اولیای دانشگاه، غرور و بی فرهنگی و خلاصه بد اخلاقی برخی از روئسا و معاونین و نیز نا امیدی از اصلاحات از سوی ریاست و مسئولین دیگر از جمله مواردی بود که استاد همیشه آرام و صبور دانشگاه را به خشم آورد تا یکباره بغض فروخفته خود را باز کند و مردم ایران را عموما و دانشگاهیان را خصوصا از وضع نا به هنجار دانشگاه شریف آگاه نماید که تا دیر نشده وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و سایر متولیان امور متوجه وضعیت موجود شوند و از سقوط حتمی این دانشگاه مهم جلوگیری کنند . نکات مهم بسیاری در این سخنرانی مطرح شده است که ما در زیر به اهم آنها اشاره می کنیم:
- 1. . علم در این دانشگاه معنی اصلی اش را که شناخت خود و تعالی کشور در جذب مهارتهای انسانی است از دست داده و به وسیله ای برای مال اندوزی و کسب شهرت تبدیل شده است . زیرا اغلب طرحهای پژوهشی و پایان نامه ها به مشکلات جامعه ایران ربطی ندارند و استاد و دانشجو هیچگونه احساس مسئولیتی در این زمینه نمی کنند.
2. هویت ملی و دینی از جمله چیزهایی است که به شدت در وضعیت فعلی دانشگاه مورد غفلت واقع شده اند! برخی از استادان دانشگا ه غرب گرا به تبلیغ فکر غربی می پردازند و دانشجویان را به خروج از کشور تشوق می کنند ، به حدی که دانشگاه شریف به سکویی برای پرتاب مغزها به خارج تبدل گردیده است .
3.تخصص گرایی افراطی و عدم کل نگری و نا آگاهی نسبت به جوانب مختلف انسانی نیز از مشکلات عمدۀ این دانشگاه است . این نگرش موجب گردیده تا بعضی از خروجی های این دانشگاه متخصصینی اند که نه تنها برای سایر حوزه های علم کمترین ارزشی قائل نیستند بلکه در تعاملات انسانی و تصمیم گیری های مدیریتی با اشتباهات فاحشی دست به گریبانند. این دانشگاه حتی مانند دانشگاهای غربی هم به علوم انسانی بها نمی دهد. مثلا دانشگاهی مثل ام ای تی که الگوی دانشگاه فعلی شریف بود ، در سالهای اخیر به گنجاندن یکسری از دروس علوم انسانی در چارت درسی رشته های مهندسی پرداخته است و حال آنکه اولیاء دانشگاه شریف بشدت از این مسائل غافلند!
4. در شرایط فعلی به دلیل تخصص گرایی از دو رکن اساسی فرهنگی یعنی اخلاق و حکمت در دانشگاه غفلت می شود ! عدم وجود اخلاق مناسب در برخوردها ی استاد و دانشجو یکی از عوامل فرار مغزها و و طبعا موجب عقب ماندگی کشور می شود. اما حکمت که همان دوربینی و جامع نگری و دیدن تمامی جوانب در تصمیم گیری ها ست ، همانطور که در قران کریم بارها به آن اشاره شده است و حتی علمای غربی هم روی آن بسیار تکیه می کنند ، در دانشگاه شریف جایی ندارد و متولیان دانشگاه شریف نه تنها در عقد قرار داد ها و روابط علمی با دانشگاههای غربی کل نگر نیستند بلکه با امتیاز دادن به آنها عواقب وخیمی را برای کشور به بار می آورند
5. غرب زدگی افراطی یکی دیگراز مشکلات اصلی این دانشگاه در شرایط فعلی است .
عقدۀ حقارت نسبت به غرب در سالهای اخیر در این دانشگاه بسیار بیشتر از قبل شده است. موج قراردادهایی که دانشگاه شریف با دانشگاههای غربی بسته است از همین ماجرا حکایت می کند بسیاری ازین قراردادها در شان و مرتبه کشور بزرگ و مستقلی مثل ایران نیست! ما مخالف تعامل با غرب نیستیم، اصلا و ابدا ! ولی تعامل به چه قیمتی ؟
اولیاء دانشگاه شریف کلید نجات را در کشورهای غربی می جویند و از همین رو همه حواسشان به آن سو دوخته شده است! انواع قراردادها، شیوه نامۀ جذب هیات علمی، تشکیل معاونت بین المللی و ... موارد بسیاری است که می تواند دانشگاه شریف را وابسته به غرب کند و در نهایت ذلت و از خود بیگانکی را برای ما فراهم آورد.
این دانشگاه بدنبال ظاهری از غرب است و نه محتوا و کیفیت آن. زمانی غرب زدگی خود را با کشف حجاب بانوان ظاهر می کرد اما اکنون بشکلی دیگر. اگر هم دانشگاه در ظاهر تظاهر به دینداری میکند ولی در نهان طبق الگوی غربی پیش می رود. صحبت از تعاملات علمی بین المللی میکند ، بدون اینکه محتوا و هدفی مشخص داشته باشد . اصلا مهم نیست در چه موضوعی، با چه کسانی و در چه سطحی، هدف خود را دنبال می نماید. اینگونه تعاملات قطعا کشورمان را در آینده نزدیک با چالشهای جدی و ناگوار مواجه خواهد ساخت.
6.حاکم شدن معیارهای استعماری سنجش در علم:
متاسفانه معیارهای سنجش علم و دانایی حاکم بر ما همان معیارهایی استعماری با ظاهری جذاب و باطنی انحرافی است که مانع از رشد علم خواهد شد- معیارهایی که حتی در کشورهای واضع آن سالهاست که فراموش گردیده است- معیارهای تصنعی همانند آنچه اکنون در جذب اساتید و هم در ارتقاء انها و نیز در کار های علمی دانشجویان تحصیلات تکمیلی اجرا می شود ! این معیارها همگی تهی از دو رکن نوآوری و رفع نیازهای داخل است ، زیرا که نو آوری فراغت بال و فرصت تامل میخواهد . در صورتی که مقاله محوری یک حرفه تخصصی است! چگونه فردی که دوسال بیشتر فرصت ندارد و باید در پایان دروس خود مقاله بدهد می تواند نوآوری داشته باشد؟ از این رو یا باید یک کار دست چندم انجام دهد ، و این موضوع بوضوح در خروجی های اساتید و دانشجویان مشخص است، و یا قید تحصیل را بزند.
استاد در پایان انتقادات خود تصریح کردنند که ما برای پیشرفت و تغییر نیازمند حاکم شدن اندیشه بزرگانی همچون شهید چمران هستیم -اندیشه انقلابی، کارامد و هدفمند در راستای رفع نیازهای داخلی کشور و در عین حال کل نگر و متکی به خود .